مرتضى مطهرى
82
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
سير تحوّلى و تاريخى بديهى است كه همهء اين مسائل ، همزمان و به وسيلهء يك فرد طرح نشدهاند ، تدريجاً و به وسيلهء افراد گوناگون پديد آمده و موجب توسعهء علم كلام گرديدهاند . در ميان مسائل نامبرده ظاهراً قديمىترين آنها مسألهء جبر و اختيار است كه البتّه معتزله طرفدار اختيار بودند ، و مسألهء جبر و اختيار مسألهاى است كه در خود قرآن طرح شده است ، يعنى قرآن اين مطالب را به گونهاى طرح كرده است كه انديشهها را بر مىانگيزد ؛ زيرا از طرفى در برخى آيات تصريح شده كه انسان مختار و آزاد است و هيچ گونه جبرى در كار نيست ، و از طرف ديگر در برخى آيات تصريح شده است كه همه چيز به مشيّت و ارادهء خداست . اينجا اين توهّم پديد آمده است كه اين دو تيپ آيات با هم منافى است . لهذا بعضى آيات اختيار را تأويل كردند و قائل به جبر شدند ، و بعضى آيات مشيّت و اراده ( قضا و قدر ) را تأويل كردند و قائل به اختيار شدند ؛ و البته گروه سومى هم هستند كه هيچ گونه تناقض و تنافىاى ميان اين دو دسته آيات نمىبينند ( 1 ) . به علاوه در كلمات على ( عليه السّلام ) بحث جبر و اختيار زياد طرح شده است . علىهذا طرح بحث جبر و اختيار مقارن است با خود اسلام . امّا گروهبندى مسلمين و صفآرايى آنها در مقابل يكديگر و منقسم شدن به دو گروه جبرى و غير جبرى ، در نيمهء دوم قرن اوّل صورت گرفت . مىگويند فكر اختيار اولين بار وسيلهء غيلان دمشقى و معبد جهنى تبليغ شد . بنى اميّه مايل بودند كه فكر جبر در ميان مردم تبليغ شود زيرا از اين فكر استفادهء سياسى مىبردند . بنى اميّه در زير اين سرپوش كه همه چيز از ناحيهء خداست ( آمنّا بالقدر خيره و شرّه ) ( 2 ) حكومت ظالمانه و تحميلى خودشان را توجيه مىكردند . لهذا هر فكر مبنى بر اختيار و آزادى بشر را سركوب مىكردند و به همين جهت غيلان دمشقى
--> ( 1 ) . در كتاب انسان و سرنوشت به تفصيل در اين موضوع بحث كردهايم . ( 2 ) . [ ترجمه : به قدر ايمان آورديم ، چه خيرش و چه شرّش . ]