مرتضى مطهرى

46

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

نشانه‌هاست ؛ حتّى وجود عينى خود آن آيه‌ها و نشانه‌ها نيز از طريق آيه‌ها و نشانه‌هاى آنها در ذهن ما بازيافته مىشوند . آرى ، اگر از طريق تزكيه و تصفيهء نفس ، به معرفة اللّه دست يابيم ، شناخت خداوند متعال هم شناخت مستقيم و بلا واسطه خواهد بود . شگفتا كه پس از بررسى كامل به اين نتيجه مىرسيم كه همواره شناخت ما از جهان بيرون شناخت غير مستقيم است ، و شناخت مستقيم و بلا واسطه منحصر است به معرفة النّفس و معرفة اللّه . ما براى اينكه توضيح دهيم چگونه حتّى آگاهى ما از وجود دوستى كه همواره با او معاشر هستيم ، از نوع آگاهيهاى غير مستقيم و شناختهاى استنباطى و استدلالى و عقلانى و از طريق آيه‌ها و نشانه‌هاست ، رشتهء سخن را به دست يك فيلسوف رياضى دان فيزيك دان ماترياليست و منكر خدا مىدهيم ، يعنى راسل وى در بحثى كه دربارهء اشكال تعميم نتيجهء موارد تجربه شده به موارد تجربه نشده باز كرده است ، مىگويد : « به طورى كه گفته شد آنچه به تجربه رسيده خيلى كمتر از مقدارى است كه در تصوّر انسان بگنجد . مثلا شما مدّعى مىشويد كه دوست خود آقاى « جونز » را به حال قدم زدن مىبينيد ، ولى همين حرف شما خيلى فراتر از آن است كه حقّ گفتنش را داريد . آنچه شما مىبينيد لكّه‌هاى متوالى رنگينى است كه بر زمينه‌اى ساكن مىگذرد . مجموع اين لكّه‌ها از طريق « بازتاب شرطى پاولف » كلمهء جونز را در فكر شما زنده مىكند و از اين رو مىگوييد كه جونز را مىبينيد . . . اگر بگوييد كه شما جونز را مىبينيد درست بدان مىماند كه در مورد توپى كه پس از برخورد به ديوار به سوى شما برگشته است بگوييد كه ديوار به شما برخورده است و راستى كه اين دو حالت چقدر به هم نزديك‌اند ! از اين رو اشيائى كه ما تصوّر ديدن آنها را داريم ، هرگز نمىبينيم . پس آيا دليلى هست به اينكه هر چيزى كه ما گمان ديدنش را داريم و لو كه در واقع نمىبينيم ( 1 ) ، وجود دارد ؟ علم همواره به تجربى بودن خود نازيده و چنين وانمود كرده است كه فقط به چيزهايى باور دارد كه قابل تحقّق بخشيدن مىباشند . حال شما مىتوانيد به پديدارهايى كه « ديدن جونز » مىناميد ، در ذهن خود تحقّق بدهيد ، لكن نخواهيد توانست خود جونز را به تحقيق دريابيد . شما صداهايى

--> ( 1 ) . مثل آقاى جونز كه به عنوان مثال گفته شد .