مرتضى مطهرى
44
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
ناخودآگاه از دنياى روان خود آگاه گستردهتر و عظيمتر و حاكم بر دنياى روان خود آگاه است . روانكاوى قلمرو سابق روانشناسى را نفى نكرد ، بلكه واقعيّت روان انسانى را از انحصار قلمرو روان خودآگاه خارج ساخت . روانكاوى قوانين روان خود آگاه را نيز نفى نكرد ، بلكه به يك سلسله قوانين ديگر در روان ناخودآگاه دست يافت كه حاكم بر قوانين روان خود آگاه است . راه شناخت در اينجا مسألهء مهم اين است كه الهى از چه راهى و به چه طريقى به جهانى ما وراء جهان محسوس - كه نسبت آن با جهان محسوس نسبت روان ناآگاه به روان آگاه است ، بلكه بالاتر ، نسبت « شيء » به « فيء » يعنى نسبت شخص به سايه و عاكس با عكس و شعاع با منبع نور است - شناخت پيدا مىكند ؟ آيا راهى از معرفت بدان سو داريم ؟ درست است كه فرضاً راهى به شناخت آن نداشته باشيم ، بايد از اين جهت به « لاادريگرى » بپيونديم نه مكتب مادّى كه مكتب نفى و جزم است ؛ ولى به هر حال ، آنچه دشوار است پيدا كردن راهى است به شناخت جهان ما وراء و شناخت قوانينى علاوه بر قوانينى كه از مادّه و در مادّه است . راههاى شناخت جهان ديگر متعدّد است و ما در اين مقاله نمىتوانيم به توضيح و تفصيل همهء آنها بپردازيم ( 1 ) . يكى از آن راهها راهى است كه مستقيماً از طبيعت عبور مىكند ؛ راهى است كه در آن راه ، طبيعت « آيينه » و « آيت » و « نشانهء » ما وراء طبيعت قرار گرفته است . در اين طريقه ثابت مىشود كه طبيعت ، ماهيّت « ازاويى » و « به سوى اويى » دارد . اين گونه از شناخت ما وراء طبيعت كه شناخت از راه آثار و علائم است ، از نظر ماهيّت عين همان راهى است كه بسيارى از امور اين جهان را نيز از آن راه مىشناسيم ؛ يعنى شناخت ما از پارهاى از اشياء ، شناخت مستقيم و از راه مطالعه و بررسى بلاواسطه است ، ولى شناخت ما از پارهاى ديگر از امور شناخت غير مستقيم و
--> ( 1 ) . در جلد پنجم اصول فلسفه و روش رئاليسم آن راهها ذكر شده است . در رسالهاى كه به نام شناخت در قرآن در نظر است منتشر شود ، اين مسأله با بيانى ديگر توضيح داده مىشود .