مرتضى مطهرى
34
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
و قابل اعتماد و در برگيرنده و نامحدود است . جهانشناسى فلسفى ، بر عكس جهانشناسى علمى كه مانند نور افكنى در يك ظلمت يلدايى است ، مانند نور سپيده دم است كه فراگيرنده است و كران تا كران را مىگيرد هر چند نيمه روشن و نيمه تاريك است . ذرّه بينيها كه در پرتو نور افكن قوى ميسّر است ، در پرتو سپيده دم ميسّر نيست . جهانشناسى فلسفى پاسخگويى به همهء آن مسائلى است كه جهان را در كلّ خود مشخّص مىكند ، قيافه و چهرهء جهان را مىنماياند و اركان و پايههاى ايدئولوژى انسان را استوار مىسازد يا از بيخ و بن ويران مىنمايد . جهانشناسى علمى و جهانشناسى فلسفى هر دو مقدّمهء عمل است ؛ ولى به دو صورت مختلف . جهانبينى علمى به اين صورت مقدّمهء عمل است كه به انسان قدرت و توانايى مىبخشد كه در طبيعت تصرّف نمايد و آن را در جهت دلخواه خود به خدمت بگيرد ؛ امّا جهانبينى فلسفى به اين صورت مؤثّر در عمل است كه نگرش او را به هستى شكل خاص مىبخشد ، به او ايده مىدهد يا ايدهء او را از او مىگيرد ، طرز برخورد و عكس العمل او را در برابر جهان تحت تأثير قرار مىدهد ، موضع او را در برابر جهان و جامعه معيّن مىكند ، به حيات و زندگىاش معنى خاص مىدهد و يا بكلّى آن را بىمعنى مىسازد و خود او را به پوچى و هيچى مىكشاند . اينكه فلسفهء مستقل از علم داريم يا نداريم ، آن فلسفه بر چه اصولى متّكى است ، معيار درستى و نادرستى به طور كلّى چيست ، مسائلى است كه در جاى ديگر دربارهء آنها سخن گفتهايم . جهانبينى مذهبى اگر هر گونه اظهار نظر كلّى دربارهء هستى و جهان را ، يعنى دربارهء مسائلى كه ماهيّت كلّ هستى را مشخّص مىكند و شكل و قيافهء هستى را نشان مىدهد ، جهانشناسى و جهانبينى فلسفى بدانيم ( قطع نظر از اينكه مبدأ آن جهانبينى چيست ؟ قياس و برهان و استدلال است يا تلقّى وحى از جهان غيب ؟ ) بايد جهانبينى مذهبى را نوعى جهانبينى فلسفى بدانيم . جهانبينى فلسفى و جهانبينى مذهبى - بر خلاف جهانبينى علمى - وحدت