مرتضى مطهرى
25
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
نيازمند مىبيند ، زيرا انسان يك موجود متفكّر و خود آگاه است و خطّمشى خود را در زندگى « انتخاب » مىكند . از طرف ديگر ، انتخاب نوع خطّمشى انسان در زندگى بستگى زيادى دارد به نوع برداشت كلّى او از هستى و جهان و حيات و زندگى و آغاز و انجام امور . انسان بيش از آنچه به شناخت امور جزئى كه به او احاطه دارد و روزانه در زندگى او را به كار مىآيد علاقه نشان مىدهد ، به جهانبينى يعنى تفسير كلّى از مجموع هستى ، و لو با معيارهاى عاميانه ، علاقه نشان مىدهد . همهء دينها و آيينها و همهء مكتبها و فلسفههاى اجتماعى خواه ناخواه بر نوعى جهانبينى متّكى بوده و هست . جهانبينى يك آيين و مسلك به منزلهء زير ساز و تكيهگاه فكرى آن مكتب به شمار مىرود . هدفهايى كه يك مكتب عرضه مىدارد و به سوى آنها مىخواند و راه و روشهايى كه براى وصول به آن هدفها تعيين مىنمايد و « بايد » ها و « نبايد » هايى كه انشاء مىكند و مسئوليّتهايى كه به وجود مىآورد و ارزشهايى كه معتبر مىشناسد ، همه و همه به منزلهء نتايج لازم و ضرورى آن جهانبينى است كه عرضه داشته و افكار و انديشهها را به آن مؤمن ساخته است . انواع جهانشناسى افراد از نظر جهانشناسى ، با يكديگر متفاوتاند . بعضى افراد شايد از سطح حيوانات بالاتر نيامده و شناختى دربارهء جهان ندارند و به تعبير قرآن به « نظر » و « تفكّر » دربارهء جهان نپرداختهاند . آنان كه به مرحلهاى از جهانشناسى رسيدهاند ، تفاوتهايى ميان آنها در جهانشناسى هست ، امّا اين تفاوتها دو گونه است : برخى به تفاوت در آنچه « جهانبينى » ناميده مىشود منجر مىگردد ، و برخى نه ؛ زيرا برخى تفاوتهاى جهانشناسىها « تفاوت كمّى » است و برخى « تفاوت كيفى » . تفاوت كمّى يعنى اينكه يك فرد موجودات بيشترى مىشناسد و ديگرى كمتر ؛ مثلًا يكى موجودات بيجان را مىشناسد و ديگرى ، هم بيجانها را مىشناسد و هم جانداران را ، يكى از احوال ستارگان يا خواصّ فيزيكى يا شيميايى اشياء بيشتر آگاه است و ديگرى كمتر ، يكى عناصر را در عدد كمترى مىشناسد و ديگرى در عدد بيشتر . اين تفاوتها تأثيرى در آنچه « جهانبينى » ناميده مىشود ، ندارد . يعنى نمىتوان گفت كسى كه كلاس بالاترى از يك علم را طى كرده ، از كسى كه در كلاس پايينتر