مرتضى مطهرى
85
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
است و از هر نقصى منزّه و مبرّاست : « وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى » ( 1 ) . او جسم نيست و به چشم ديده نمىشود : « لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ » ( 2 ) . از نظر جهانبينى توحيدى اسلامى ، جهان يك آفريده است و با عنايت و مشيّت الهى نگهدارى مىشود ، اگر لحظهاى عنايت الهى از جهان گرفته بشود نيست و نابود مىگردد . جهان به باطل و بازى و عبث آفريده نشده است ، هدفهاى حكيمانه در خلقت جهان و انسان در كار است ، هيچ چيزى نابجا و خالى از حكمت و فايده آفريده نشده است . نظام موجود ، نظام احسن و اكمل است . جهان به عدل و به حق برپاست . نظام عالم بر اساس اسباب و مسبّبات برقرار شده است و هر نتيجهاى را از مقدّمه و سبب مخصوص خودش بايد جستجو كرد . از هر نتيجه و سبب ، تنها نتيجه و مسبّب مخصوص خود آن را بايد انتظار داشت . قضا و قدر الهى ، وجود هر موجودى را تنها از مجراى علّت خاصّ خودش به وجود مىآورد . قضا و تقدير الهى يك شىء ، عين قضا و تقدير سلسلهء علل اوست ( 3 ) . اراده و مشيّت الهى به صورت « سنّت » ، يعنى به صورت قانون و اصل كلّى ، در جهان جريان دارد . سنّتهاى الهى تغيير نمىكند و آنچه تغيير مىكند بر اساس سنّتهاى الهى است . خوبى و بدى دنيا براى انسان بستگى دارد به نوع رفتار انسان در جهان و طرز برخورد و عمل او . نيكى و بدى كارها گذشته از آنكه در جهان ديگر به صورت پاداش يا كيفر به انسان بازمىگردد ، در همين جهان نيز خالى از عكس العمل نيست . تدريج و تكامل ، قانون الهى و سنّت الهى است . جهان گاهوارهء تكامل انسان است . قضا و قدر الهى بر همهء جهان حاكم است و انسان به حكم قضا و قدر ، آزاد و مختار و مسئول و حاكم بر سرنوشت خويش است . انسان داراى شرافت و كرامت ذاتى و شايستهء خلافت الهى است . دنيا و آخرت به يكديگر پيوسته است . رابطهء اين دو نظير رابطهء مرحلهء كشت و مرحلهء برداشت محصول است كه هر كس عاقبت كار آن مىدرود كه كشته است ، نظير رابطهء دورهء كودكى و دورهء پيرى است كه دورهء پيرى ساختهء دورهء كودكى و جوانى است .
--> ( 1 ) . اعراف / 180 . ( 2 ) . انعام / 103 . ( 3 ) . رجوع شود به انسان و سرنوشت از همين نويسنده .