مرتضى مطهرى
60
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
انسانى ماهيّت يگانه دارد ، يا فرهنگ يگانه در كار نيست ، فرهنگ ماهيّت قومى ، ملّى يا طبقاتى دارد ، آنچه وجود دارد و يا در آينده وجود خواهد يافت فرهنگهاست نه فرهنگ ؟ اين مسأله نيز وابسته به اين است كه آيا نوعيّت انسان از فطرتى يگانه و اصيل برخوردار است و همان فطرت اصيل و يگانه به فرهنگ انسان يگانگى مىدهد و يا چنين فطرت يگانهاى در كار نيست ، فرهنگها ساختهء عوامل تاريخى ، قومى و جغرافيايى و يا ساختهء گرايشهاى منفعت طلبانهء طبقاتى است ؟ اسلام به حكم اينكه در جهانبينىاش قائل به فطرت يگانه است ، هم طرفدار ايدئولوژى يگانه است و هم طرفدار فرهنگ يگانه . ج . بديهى است كه تنها يك ايدئولوژى انسانى نه گروهى ، و يك ايدئولوژى يگانه نه ايدئولوژى مبنى بر تقسيم و تجزيهء انسان ، يك ايدئولوژى فطرى نه يك ايدئولوژى سودگرايانه ، مىتواند بر ارزشهاى انسانى متّكى باشد و ماهيّت انسانى داشته باشد . د . آيا هر ايدئولوژى وابسته به زمان و مكان است ؟ آيا انسان محكوم است كه در هر وضع زمانى متغيّر و در هر شرايط محيطى و مكانى مختلف ، يك ايدئولوژى ويژه داشته باشد ؟ آيا بر ايدئولوژى ، اصل اختلاف ( بر حسب منطقه و مكان ) و اصل نسخ و تبديل ( بر حسب زمان ) حكمفرماست ، يا ايدئولوژى انسان همانطور كه از نظر گروهى يگانه است نه چندگانه ، از نظر زمانى و مكانى نيز يگانه است نه چندگانه ، به عبارت ديگر ، همچنانكه از نظر گروهى ، عامّ است نه خاصّ ، از نظر زمانى و مكانى ، مطلق است نه نسبى ؟ اينكه يك ايدئولوژى از نظر زمانى و مكانى مطلق باشد يا نسبى نيز به نوبهء خود از يك نظر بسته به اين است كه خاستگاهش فطرت نوعى انسان و هدفش سعادت نوع انسان باشد و يا خاستگاهش منافع گروهى و احساسات قومى و طبقاتى باشد ، و از نظر ديگر ، بسته به آن است كه ماهيّت تحوّلات اجتماعى را چه بدانيم . آيا آنگاه كه جامعهاى متحوّل مىشود و دورهاى را پشت سر مىگذارد و دورهء جديدى را آغاز مىكند ، آن جامعه تغيير ماهيّت مىدهد و بالنتيجه قوانينى بر آن حاكم مىشود مغاير قوانين حاكم پيشين ، آنچنان كه مثلا آب پس از يك دوره بالا رفتن درجهء حرارت ،