مرتضى مطهرى

44

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

دارد و قهرا زمينهء ترقّى و تعالى را براى خودش و همهء افراد ديگر فراهم مىبيند و معتقد است كه تنها چيزى كه ممكن است و موجب عقب‌ماندگى او بشود تنبلى و بىتجربگى خود او و انسانهايى مانند اوست كه مانند او مكلّف و مسئول‌اند . از نظر چنين شخصى ، مسئول عقب‌ماندگى او خودش است نه تشكيلات و نظامات كشور ، و هر نقصى وجود دارد از آنجاست كه او و امثال او وظيفه و مسئوليّت خويش را انجام نداده‌اند . اين انديشه طبعا او را به غيرت مىآورد و با خوشبينى و اميدوارى به حركت و جنبش وامىدارد . امّا يك فرد بىايمان در كشور هستى ، مانند فردى است كه در كشورى زندگى مىكند كه قوانين و تشكيلات و تأسيسات كشور را فاسد و ظالمانه مىداند و از قبول آنها هم چاره‌اى ندارد . درون چنين فردى ، همواره پر از عقده و كينه است . او هرگز به فكر اصلاح خودش نمىافتد ، بلكه فكر مىكند در جايى كه زمين و آسمان بر ناهموارى است و سراسر هستى ظلم و جور و نادرستى است ، درستى ذرّه‌اى مانند من چه اثرى دارد ؟ چنين كسى هرگز از جهان لذّت نمىبرد . جهان براى او همواره مانند يك زندان هولناك است . اين است كه قرآن كريم مىفرمايد : وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً ( 1 ) . هر كس از توجّه و ياد من رو برگرداند ، زندگى اى تنگ و پر از فشار خواهد داشت . آرى ، ايمان است كه زندگى را در درون جان ما بر ما وسعت مىبخشد و مانع فشار عوامل روحى مىشود . دومين اثر ايمان مذهبى از نظر بهجت‌زايى و انبساطآفرينى ، « روشندلى » است . انسان همين‌كه به حكم ايمان مذهبى جهان را به نور حقّ و حقيقت روشن ديد ، همين روشن‌بينى ، فضاى روح او را روشن مىكند و در حكم چراغى مىگردد كه در درونش روشن شده باشد ، بر خلاف يك فرد بىايمان كه جهان در نظرش پوچ است ، تاريك است ، خالى از درك و بينش و روشنايى است ، و به همين سبب خانهء دل خودش هم در اين تاريكخانه كه خود فرض كرده تاريك و مظلم است . سومين اثر ايمان مذهبى از نظر توليد بهجت و انبساط ، « اميدوارى » به نتيجهء

--> ( 1 ) . طه / 124 .