مرتضى مطهرى

40

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

ترديد راه ندهد ، و هم آن را به صورت يك شىء عزيز و محبوب و گرانبها در آورد در حدّى كه زندگى بدون آن برايش هيچ و پوچ و بىمعنى باشد و با نوعى غيرت و تعصّب از آن حمايت كند . گرايشهاى ايمانى مذهبى موجب آن است كه انسان تلاشهايى على رغم گرايشهاى طبيعى فردى انجام دهد و احيانا هستى و حيثيّت خود را در راه ايمان خويش فدا سازد . اين در صورتى ميسّر است كه ايدهء انسان جنبهء تقدّس پيدا كند و حاكميّت مطلق بر وجود انسان بيابد . تنها نيروى مذهبى است كه قادر است به ايده‌ها تقدّس ببخشد و حكم آنها را در كمال قدرت بر انسان جارى سازد . گاهى افرادى نه از راه ايده و عقيدهء مذهبى بلكه تحت فشار عقده‌ها ، كينه‌توزيها ، انتقام‌گيريها و بالاخره به صورت عكس العمل شديد در برابر احساس فشارها و ستمها ، دست به فداكارى مىزنند و از جان و مال و همهء حيثيّات خود مىگذرند ، همچنانكه نظايرش را در گوشه و كنار جهان مىبينيم . ولى تفاوت يك ايدهء مذهبى و غير مذهبى اين است كه آنجا كه پاى عقيدهء مذهبى به ميان آيد و به ايده قداست ببخشد ، فداكاريها از روى كمال رضايت و به طور طبيعى صورت مىگيرد . فرق است ميان كارى كه از روى رضا و ايمان صورت گيرد كه نوعى انتخاب است ، با كارى كه تحت تأثير عقده‌ها و فشارهاى ناراحت كنندهء درونى صورت مىگيرد كه نوعى انفجار است . ثانيا اگر جهان‌بينى انسان صرفا جهان‌بينى مادّى و بر اساس انحصار واقعيّت در محسوسات باشد ، هر گونه ايده‌پرستى و آرمان خواهى اجتماعى و انسانى بر خلاف واقعيّات محسوسى است كه انسان در آن هنگام در روابط خود با جهان احساس مىكند . آنچه نتيجهء جهان‌بينى حسّى است خودپرستى است نه ايده‌پرستى . ايده‌پرستى اگر بر اساس يك جهان‌بينى كه نتيجهء منطقىاش آن ايده است نباشد از حدود خيال‌پرستى تجاوز نمىكند ، يعنى انسان بايد جهانى مجزّا از واقعيّتهاى موجود ، در درون خود و از خيال خود بسازد و با همان خوش باشد . ولى اگر ايده‌پرستى ناشى از دين و مذهب باشد ، متّكى به نوعى جهان‌بينى است كه نتيجهء منطقى آن جهان‌بينى ، پيروى از ايده‌ها و آرمانهاى اجتماعى است . ايمان مذهبى پيوندى است دوستانه ميان انسان و جهان ، و به عبارت ديگر نوعى هماهنگى است ميان انسان و آرمانهاى