مرتضى مطهرى
30
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
درخت معرفت نيك و بد زنهار نخورى ، زيرا روزى كه از آن خوردى هرآينه خواهى مرد . » در آيات 1 - 8 از باب سوم مىگويد : « و مار از همهء حيوانات صحرا كه خدا ساخته بود هوشيارتر بود و به زن ( حوّا ) گفت : آيا خدا حقيقتا گفته است كه از همهء درختان باغ نخوريد ؟ * زن به مار گفت : از ميوهء درختان باغ مىخوريم * لكن از ميوهء درختى كه در وسط باغ است خدا گفت از آن مخوريد و آن را لمس نكنيد ، مبادا بميريد * مار به زن گفت : هرآينه نخواهيد مرد * بلكه خدا مىداند در روزى كه از آن بخوريد چشمان شما بازشود و مانند خدا عارف نيك و بد خواهيد بود * و چون زن ديد كه آن درخت براى خوراك نيكو است و به نظر خوشنما و درختى دلپذير و دانشافزا ، پس ، از ميوهاش گرفته ، بخورد و به شوهر خود نيز داد و او خورد * آنگاه چشمان هر دوى ايشان بازشد و فهميدند كه عريانند پس برگهاى انجير دوخته ، سترها براى خويشتن ساختند * » در آيهء 23 از همين باب مىگويد : « و خداوند خدا گفت : همانا انسان مثل يكى از ما شده است كه عارف نيك و بد گرديده . اينك مبادا دست خود را دراز كند و از درخت حيات نيز گرفته بخورد و تا به ابد زنده ماند . » طبق اين برداشت از انسان و خدا و آگاهى و عصيان ، امر خدا ( دين ) اين است كه انسان عارف نيك و بد نگردد و آگاه نشود ، شجرهء ممنوعه ، شجرهء آگاهى است ، انسان با عصيان و تمرّد امر خدا ( با سرپيچى از تعليمات شرايع و پيامبران ) به آگاهى و معرفت مىرسد و به همين دليل از بهشت خدا رانده مىشود . بر اساس اين برداشت ، همهء وسوسهها ، وسوسهء آگاهى است ، پس شيطان وسوسهگر ، همان عقل است . براى ما مسلمانان كه از قرآن آموختهايم خداوند همهء اسماء ( حقايق ) را به آدم آموخت و آنگاه فرشتگان را امر فرمود كه آدم را سجده كنند ، و شيطان از آن جهت راندهء درگاه شد كه بر خليفة اللّه آگاه به حقايق سجده نكرد ، و سنّت به ما آموخته است كه شجرهء ممنوعه طمع ، حرص و چيزى از اين مقوله بود - يعنى چيزى كه به حيوانيّت آدم مربوط مىشد نه به انسانيّت او - و شيطان وسوسهگر همواره بر ضدّ عقل و مطابق