مرتضى مطهرى
23
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
شعاع آگاهى و سطح خواستهء انسان قلمرو انسان ، چه در ناحيهء آگاهيها و بينشها و شناختها و چه در ناحيهء خواستهها و مطلوبها ، بسى وسيعتر و گستردهتر و متعالىتر است . آگاهى انسان و شناخت او ، از ظواهر اشياء و پديدهها عبور مىكند و تا درون ذات و ماهيّت آنها و روابط و وابستگيهاى آنها و ضرورتهاى حاكم بر آنها نفوذ مىنمايد . آگاهى انسان نه در محدودهء منطقه و مكان ، زندانى مىماند و نه زنجيرهء زمان آن را در قيد و بند نگه مىدارد ، هم مكان را درمىنوردد و هم زمان را . از اين رو ، هم به ماوراى محيط زيست خويش آگاهى پيدا مىكند تا آنجا كه دست به شناخت كرات ديگر مىيازد ، و هم بر گذشته و آيندهء خويش وقوف مىيابد ، تاريخ گذشتهء خويش و جهان يعنى تاريخ زمين ، آسمان ، كوهها ، درياها ، گياهان و جانداران ديگر را كشف مىكند و دربارهء آينده تا افقهاى دور دست مىانديشد . بالاتر اينكه انسان انديشهء خويش را دربارهء بىنهايتها و جاودانگيها به جولان مىآورد و به برخى بىنهايتها و جاودانگيها شناخت پيدا مىكند . آدمى از شناخت فرديت و جزئيت پا فراتر مىنهد ، قوانين كلّى و حقايق عمومى و فراگيرندهء جهان را كشف مىكند و به اين وسيله تسلّط خويش را بر طبيعت مستقر مىسازد . انسان از نظر خواستهها و مطلوبها نيز مىتواند سطح والايى داشته باشد . انسان موجودى است ارزش جو ، آرمان خواه و كمال مطلوب خواه ، آرمانهايى را جستجو مىكند كه مادّى و از نوع سود نيست ، آرمانهايى كه تنها به خودش و حدّ اكثر همسر و فرزندانش اختصاص ندارد ، عامّ و شامل و فراگيرندهء همهء بشريّت است ، به محيط و منطقهء خاص يا قطعهاى خاص از زمان محدود نمىگردد . انسان آنچنان آرمانپرست است كه احيانا ارزش عقيده و آرمانش فوق همهء ارزشهاى ديگر قرار مىگيرد ، آسايش و خدمت به انسانها از آسايش خودش با اهميّتتر مىگردد ، خارى كه در پاى ديگران فرو برود مثل اين است كه در پا بلكه چشم خودش فرو رفته باشد ، با ديگران همدرد مىشود ، از شادى ديگران شاد و از اندوه آنان اندوهگين مىگردد ، به عقيده و آرمان مقدّس خود آنچنان دلبستگى پيدا مىكند كه منافع خود ، بلكه حيات و هستى خود را به سهولت فداى آن مىنمايد .