مرتضى مطهرى

87

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

عدل به تنهايى علامت اشعرى نبودن شمرده مىشد . عدل و امامت توأماً علامت تشيّع بود . اين است كه گفته مىشد اصول دين اسلام سه چيز است و اصول مذهب شيعه همان سه چيز است به علاوهء اصل عدل و اصل امامت . عدل و حكمت قبلا گفتيم كه در ميان صفات پروردگار ، دو صفت است كه از نظر شبهات و ايرادهاى واردهء بر آنها ، متقارب و نزديك به يكديگرند : عدالت ، حكمت . منظور از عادل بودن خدا اين است كه استحقاق و شايستگى هيچ موجودى را مهمل نمىگذارد و به هر كس هر چه را استحقاق دارد مىدهد ، و منظور از حكيم بودن او اين است كه نظام آفرينش ، نظام احسن و اصلح ، يعنى نيكوترين نظام ممكن است . خواجه نصير الدين طوسى مىگويد : جز حكم حقى كه حكم را شايد ، نيست * حكمى كه ز حكم حق فزون آيد نيست هر چيز كه هست ، آن چنان مىبايد * آن چيز كه آن چنان نمىبايد نيست لازمهء حكمت و عنايت حق اين است كه جهان هستى ، غايت و معنى داشته باشد . آنچه موجود مىشود يا خود خير است و يا براى وصول به خير است . « حكمت » از شئون عليم بودن و مريد بودن است و مبيّن اصل « علّت غائى » براى جهان مىباشد ، ولى « عدالت » ارتباطى به صفتهاى علم و اراده ندارد ، عدالت به مفهومى كه گفته شد از شئون فاعليّت خداوند ، يعنى از صفات فعل است نه از صفات ذات . اشكال مشترك در مورد « عدل » و « حكمت » پروردگار ، وجود بدبختيها و تيره‌روزىها و به عبارت جامع‌تر « مسألهء شرور » است . « مسألهء شرور » را مىتوان تحت عنوان « ظلم » ايراد بر عدل الهى بشمار آورد و مىتوان تحت عنوان « پديده‌هاى بىهدف » نقضى بر حكمت بالغهء پروردگار تلقّى كرد ، و از اينرو است كه يكى از موجبات گرايش به مادّيگرى نيز محسوب مىگردد . مثلا وقتى تجهيزات « دفاعى » و « حفاظتى » موجودات زنده را در برابر خطرها ، شاهدى بر نظم و حكمت الهى مىگيريم فوراً اين سؤال مطرح مىشود كه اساساً چرا بايد خطر وجود داشته باشد تا نيازى به سيستمهاى دفاعى و حفاظتى باشد ؟ چرا ميكروبهاى آسيب‌رسان وجود دارند تا لازم شود به وسيلهء گلبولهاى سفيد با آنها مبارزه شود ؟ چرا درندهء تيزدندان