مرتضى مطهرى
79
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
احتياجات ، بودجه و نيرو مصرف گردد . اينجاست كه پاى « مصلحت » به ميان مىآيد ، يعنى مصلحت كل ، مصلحتى كه در آن ، بقاء و دوام « كل » و هدفهايى كه از كل منظور است در نظر گرفته مىشود . از اين نظر ، « جزء » فقط وسيله است ، حسابى مستقل و براى خود ندارد . همچنين است تعادل فيزيكى ؛ يعنى مثلا يك ماشين كه براى منظورى ساخته مىشود و انواع نيازمنديها براى ساختمان اين ماشين هست ، اگر بخواهد يك مصنوع متعادل باشد بايد از هر مادهاى به قدرى كه لازم و ضرورى است و احتياج ايجاب مىكند در آن به كار برده شود . تعادل شيميائى نيز چنين است ؛ هر مركّب شيميائى فرمول خاصى دارد و نسبت خاصى ميان عناصر تركيب كنندهء آن هست ؛ تنها با رعايت آن فرمول و آن نسبتها كه متفاوت است تعادل برقرار مىشود و آن مركّب بوجود مىآيد . جهان ، موزون و متعادل است ؛ اگر موزون و متعادل نبود برپا نبود ، نظم و حساب و جريان معيّن و مشخّصى نبود . در قرآن كريم آمده است : وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْمِيزانَ ( 1 ) . همانطور كه مفسّران گفتهاند مقصود اين است كه در ساختمان جهان ، رعايت تعادل شده است ؛ در هر چيز ، از هر مادهاى به قدر لازم استفاده شده است ، فاصلهها اندازهگيرى شده است . در حديث نبوى آمده است : بالعدل قامت السّماوات و الارض ( 2 ) . « همانا آسمان و زمين به موجب عدل برپاست » . نقطهء مقابل عدل به اين معنى ، بىتناسبى است نه ظلم . لهذا عدل به اين معنى از موضوع بحث ما خارج است . بسيارى از كسانى كه خواستهاند به اشكالات مربوط به عدل الهى از نظر تبعيضها ، تفاوتها و بديها جواب بدهند ، به جاى آنكه مسأله را از نظر عدل و ظلم طرح كنند از نظر تناسب و عدم تناسب طرح كردهاند و به اين جهت قناعت كردهاند كه همهء
--> ( 1 ) . الرحمن / 7 ( 2 ) . تفسير صافى ، ذيل آيهء فوق ( چاپ اسلاميه ، ج 2 ص 638 )