مرتضى مطهرى

77

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اين كه تفاوت انديشهء حقيقى و انديشهء اعتبارى چيست و ذهن چگونه انديشه‌هايى از قبيل حسن و قبح را مىسازد ، بحثى عالى و لطيف است كه در فلسفهء اسلامى مطرح است و ما در اينجا نمىتوانيم وارد اين بحث شويم ( 1 ) . حكما فاعليت غير خدا را ، آنطور كه منظور اشاعره است ، نفى نمىكنند و طبعا به وجود ظلم بشرى و وظيفه‌اى كه بشر در مبارزه با نفى ظلم از اجتماع دارد اعتراف دارند ، و از طرف ديگر چون اصل حسن و قبح را به عنوان ملاك و مقياس و معيارى براى فعل خداوند صحيح نمىدانند ، در سراسر حكمت الهى اسلامى ، هرگز به اين اصل كه در حقيقت ، نوعى تعيين تكليف و وظيفه براى خداوند است استناد نشده است . از نظر حكما و همچنين از نظر متكلّمين غير اشعرى ، اشكالات مربوط به عدل الهى كه بعدا طرح خواهد شد به صورت يك سلسله مسائل كه بايد راه حلّ آنها را ارائه داد مطرح است . در اين بين ، دستهء ديگرى هستند كه مدّعىاند راههاى كلامى و فلسفى ، همه عقلانى و ذهنى است و متكى به هيچ مشاهدهء عينى و تجربى نيست و به همين جهت بىاعتبار است . در مسائل اصول دين ، يعنى مسائل مربوط به مبدأ و معاد ، از همان راه بايد رفت كه علماى طبيعى رفته‌اند . مسألهء عدل الهى و جواب اشكالات مربوط به آن را نيز بايد از مطالعه دربارهء پديده‌هاى خلقت ، و نظامات جارى و حكمتهاى مكتوم در آنها حلّ و فصل كرد . ما دربارهء صحّت و سقم اين نظريّه نيز در مقدمهء جلد پنجم « اصول فلسفه و روش رئاليسم » بحث كرده‌ايم و تكرار آن را در اينجا لازم نمىدانيم . طالبان مىتوانند بدانجا مراجعه نمايند . اشكالات عدل الهى - كه بعداً طرح خواهد شد - براى اين گروه نيز به صورت مسائلى كه بايد راه حلّ آنها را جستجو كرد و ارائه داد مطرح است ؛ بلكه براى اينها به صورت جدّىتر مطرح است ، زيرا متكلّمين و حكما فقط يكى از راههايى كه براى اثبات خدا و برخى صفات خدا از آن راه مىروند نظامات متقن و حكيمانهء جهان است ، راهشان منحصر به اين راه نيست ، لهذا فرضاً نتوانند مشكلات عدل و ظلم را منطقاً حل كنند ، بر اصل اعتقاد و ايمانشان به وجود خداوند خللى وارد نمىشود ، زيرا وجود خداوند از راههاى ديگر غير از راه نظامات خلقت براى آنها قطعى و مسلّم شده

--> ( 1 ) . رجوع شود به « اصول فلسفه و روش رئاليسم » مقاله ششم ( جلد دوم ) .