مرتضى مطهرى

59

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اين جملهء كوتاه آفريده است . طرح مسألهء عدل از نظر عملى و عينى در سطح اجتماع ، تاريخچهء بس درازى دارد و چون از موضوع بحث كتاب خارج است ما وارد آن نمىشويم . سرمنشأ اصلى خواننده پس از وقوف به جريانات علمى و عملى كه بدانها اشاره شد يك سؤال اصلى برايش باقى مىماند و آن اينكه : چرا كلام اسلامى بيش از هر چيز به مسألهء عدل پرداخت ؟ و چرا فقه اسلامى قبل از هر چيزى مسألهء عدل برايش مطرح شد ؟ و چرا در جهان سياست اسلامى بيش از هر كلمه‌اى كلمهء عدل به گوش مىخورد ؟ اينكه در همهء حوزه‌ها سخن از عدل بود بايد يك ريشه و سرمنشأ خاص داشته باشد . آيا جريان اصلى ديگرى در كار بوده كه همهء اين جريانها را او برمىانگيخته و تغذيه مىكرده است ؟ از نظر ما ريشهء اصلى و ريشهء ريشه‌هاى طرحهاى علمى و عملى مسألهء عدل را در جامعهء اسلامى ، در درجهء اول ، در خود قرآن كريم بايد جستجو كرد . قرآن است كه بذر انديشهء عدل را در دلها كاشت و آبيارى كرد و دغدغهء آن را چه از نظر فكرى و فلسفى و چه از نظر علمى و اجتماعى در روحها ايجاد كرد . اين قرآن است كه مسألهء عدل و ظلم را در چهره‌هاى گوناگونش : عدل تكوينى ، عدل تشريعى ، عدل اخلاقى ، عدل اجتماعى طرح كرد . قرآن تصريح مىكند كه نظام هستى و آفرينش ، بر عدل و توازن و بر اساس استحقاقها و قابليّتها است . گذشته از آيات زيادى كه صريحا ظلم را از ساحت كبريائى بشدت نفى مىكند ، و گذشته از آياتى كه ابلاغ و بيان و اتمام حجت را از آن جهت از شئون پروردگار مىشمارد كه بود اينها نوعى عدل ، و هلاك بشر با نبود آنها نوعى ظلم و ستم است ، و گذشته از آياتى كه اساس خلقت را بر حق - كه ملازم با عدل است - معرفى مىنمايد ؛ گذشته از همهء اينها در برخى از آيات ، از مقام فاعليّت و تدبير الهى بعنوان مقام قيام به عدل ياد مىكند : شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ ( 1 ) . و يا عدل را ترازوى خدا در امر آفرينش مىداند :

--> ( 1 ) . آل عمران / 18