مرتضى مطهرى

54

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اسلامى را از معارف قرآنى و از ساير متون اسلامى اعمّ از حديث و خطبه و دعا توضيح داده‌ايم و در اينجا لزومى به توضيح بيشتر نمىبينيم . حكماى اسلامى ، با آشنائى با اصول صحيح برهانى از يك طرف ، و الهامگيرى از معارف اسلامى از طرف ديگر ، در اثر مجاهدت هزارساله ، موفق شدند « الهيّات بالمعنى الاخص » را بر پايهء بس استوارى بنا كنند . از نظر حكماى الهى اسلامى ، عدل به عنوان حقيقتى واقعى تفسير مىشود بدون آنكه مستلزم اين باشد كه ذات اقدس الهى محكوم يك جبر و يك قانون بوده باشد و بر قاهريّت على الاطلاق ذات بارى ، خدشه‌اى وارد آيد . حسن و قبح عقلى نيز به گونه‌اى ديگر تفسير شد ، از حوزهء معقولات نظرى كه ارزش كشف و ارائهء حقيقت دارد خارج گرديد و جزء انديشه‌هاى ضرورى عملى اعتبارى قرار گرفت و به همين دليل به هيچ‌وجه به عنوان معيار و مقياس براى افعال بارى تعالى پذيرفته نشد . حكماء بر خلاف متكلّمين هرگز از اين مفاهيم در سطح معارف ربوبى استفاده نكردند . مسألهء غايت و غرض نيز پس از تقسيم غايت به غايت فعل و غايت فاعل و اينكه مفهوم حكمت دربارهء بارى تعالى مساوى است با مفهوم عنايت و ايصال اشياء به غايات آنها ، تكليف روشنى پيدا كرد . از نظر حكماء هر فعلى غايتى دارد و ذات اقدس الهى غايت كل يعنى غاية الغايات است ؛ اشياء همه از او و به سوى او است : وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى ( 1 ) . البته هر يك از مباحث نامبرده ، دامنهء درازى دارد و در اين مقدمه بيش از اين نتوان از اين مقولات سخن گفت . طرح اصل عدل در حوزهء فقه ريشهء طرح مسأله « عدل » را در جهان اسلام ، تنها در علم كلام و در ميان متكلّمان نبايد جستجو كرد ، ريشه‌اى هم در جاى ديگر دارد و آن فقه اسلامى است . جامعهء اسلامى از به دو تشكيل ، بر محور كتاب و سنّت تأسيس شد . اين جامعه مقررات و قوانين خود را اعمّ از عبادى يا تجارى يا مدنى يا جزائى يا سياسى از منبع

--> ( 1 ) . نجم / 42