مرتضى مطهرى
49
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
بارى تعالى الزاما بايد بر معيار اين حسن و قبحها انجام گيرد نوعى تعيين تكليف براى خداوند است ؛ مثل اين است كه بگوئيم خداوند مجبور است كارهاى خود را در « كادر » ى كه عقل ما انسانها مشخص كرده است انجام دهد . اطلاق اراده و مشيّت حق ابا دارد از اين محدوديتها . خلاصهء سخن ، اشاعره مدعى شدند كه آنچه معتزله به نام عدل يا عقل يا اختيار و استطاعت ، و يا حكمت و مصلحت طرح كردهاند اولا از نوع قياس گرفتن خالق به مخلوق است ، ثانيا با توحيد ذاتى و افعالى ذات حق ، منافى است . معتزله متقابلا عقائد اشاعره را بر ضدّ اصل « تنزيه » كه در قرآن كريم مكرّر به آن تصريح شده ، دانستند . معتزله گفتند : لازمهء عقائد اشاعره اين است كه ما به خدا چيزهايى نسبت دهيم كه ذات حق از آنها منزّه است و قرآن كريم نيز تصريح كرده است به منزّه بودن ذات حق از آنها ؛ از قبيل ظلم ، عبث ، فحشاء . گفتند : اگر عدل و اختيارى در كار نباشد ، بايد خداوند را « ظالم » بدانيم كه بندگانى مضطرّ آفريده و آنگاه آنها را مكلّف مىكند و اين موجودات مضطرّ را كه هيچ اختيارى از خود ندارند و گناه مىكنند عذاب مىكند ؛ و چون هر كارى كه بنده مىكند در واقع بنده نمىكند بلكه خدا مىكند پس اين خدا است كه مرتكب فحشا و زشتى مىشود نه بنده ؛ و چون طبق عقيدهء اشاعره ، فعل خداوند خالى از هر غايت و غرضى است پس خداوند ، عبث كار و بيهوده كار است . پس لازمهء عقائد اشاعره اين است كه امورى را كه برهان و قرآن توأما خداوند را از آنها تنزيه مىكنند به خداوند نسبت دهيم ، يعنى : ظلم ، عبث ، فحشاء . هر كدام از دو مكتب اشعرى و معتزلى يك نقطهء قوّت داشت و يك نقطهء ضعف . نقطهء قوّت هر كدام ، در ايرادهايى بود كه از مكتب مخالف مىگرفت ، و نقطهء ضعف هر كدام آنجا بود كه مىخواست از مكتب خود به صورت يك مكتب جامع دفاع كند . پيروان هر يك از دو مكتب مىخواستند صحّت و درستى مكتب خود را با اثبات بىاعتبارى مكتب مخالف ، ثابت كنند بدون آنكه بتوانند به خوبى از مكتب خود دفاع نمايند و از عهدهء اشكالاتى كه بر خود آنها وارد است برآيند . پيروان هر دو مكتب به نقاط ضعف مكتب ديگر خوب وارد بودند و سخت به يكديگر حمله مىكردند . معروف است : غيلان دمشقى كه طرفدار عقيده اختيار بود روزى به ربيعة الرأى كه منكر اختيار بود رسيد و بالاى سرش ايستاد و گفت : « انت الّذى يزعم انّ اللّه يحبّ ان يعصى تو همان كسى كه گمان مىبرد خدا دوست دارد مردم او را معصيت كنند » يعنى لازمهء عقيده جبرى تو اين است كه معصيت بندگان به ارادهء خود او باشد و او خودش