مرتضى مطهرى

43

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

با شدّت ، ظلم را از خداوند نفى ، و عدل را اثبات مىكند . آنها عدل الهى را به گونه‌اى خاص تفسير كردند ، گفتند : عدل ، خود حقيقتى نيست كه قبلا بتوان آن را توصيف كرد و مقياس و معيارى براى فعل پروردگار قرار داد . اساسا معيار و مقياس براى فعل الهى قرار دادن نوعى تعيين تكليف و وظيفه ، و تحديد و تقييد مشيّت و اراده براى ذات حق محسوب مىشود . مگر ممكن است براى فعل حق ، قانونى فرض كرد و آن قانون را حاكم بر او و فعل او قرار داد ؟ همهء قوانين ، مخلوق او و محكوم اوست و او حاكم مطلق است . هر نوع محكوميّت و تبعيّت ، بر ضدّ علوّ و قاهريّت مطلق ذات اقدس الهى است . معنى عادل بودن ذات حق ، اين نيست كه او از قوانين قبلى به نام قوانين عدل پيروى مىكند ، بلكه اين است كه او سرمنشأ عدل است ، آنچه او مىكند عدل است نه اينكه آنچه عدل است او مىكند . عدل و ظلم ، متأخر و منتزع از فعل پروردگار است . عدل ، مقياس فعل پروردگار نيست ؛ فعل پروردگار ، مقياس عدل است . « آنچه آن خسرو كند شيرين بود » . معتزله كه طرفدار عدل بودند گفتند : عدل ، خود حقيقتى است و پروردگار به حكم اينكه حكيم و عادل است كارهاى خود را با معيار و مقياس عدل انجام مىدهد . ما آنگاه كه به ذات افعال نظر مىافكنيم ، قطع نظر از اينكه آن فعل ، مورد تعلق ارادهء تكوينى يا تشريعى ذات حق قرار دارد يا ندارد ، مىبينيم كه برخى افعال در ذات خود با برخى ديگر متفاوت است ؛ برخى افعال در ذات خود عدل است ، مانند پاداش به نيكوكاران ؛ و برخى در ذات خود ، ظلم است مانند كيفر دادن به نيكوكاران ؛ و چون افعال در ذات خود با يكديگر متفاوتند و ذات مقدّس بارى تعالى خير مطلق و كامل مطلق و حكيم مطلق و عادل مطلق است كارهاى خود را با معيار و مقياس عدل انتخاب مىكند . حسن و قبح ذاتى اينجا قهرا مسأله ديگرى پيش آمد كه نوعى توسعه و گسترش نسبت به مسأله عدل محسوب مىشود و آن مسألهء « حسن و قبح ذاتى » افعال است . آيا به طور كلى كارها داراى صفت ذاتى حسن و يا صفت ذاتى قبح مىباشند ؟ آيا مثلا راستى و امانت و احسان و امثال اينها در ذات خود ، نيكو و بايستنى است ؟ و دروغ و خيانت و امساك و امثال اينها در ذات خود ، زشت و نبايستنى است ؟ آيا صفاتى از قبيل خوبى ، شايستگى ، يك سلسله صفات واقعى و ذاتى هستند و هر فعلى قطع نظر از هر فاعل و از