مرتضى مطهرى

41

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

بوده به مشرب اهل كلام و احيانا به برخى مشربهاى ديگر از قبيل مشرب اهل حديث و مشرب اصحاب حس نيز اشاره كرده‌ام . اهل فن مىدانند كه حكماى اسلامى - بر خلاف متكلمين - در الهيات بابى تحت عنوان « عدل » باز نكرده‌اند . عقايد حكما را درباره اين مسأله از لابلاى ساير مباحث بايد بدست آورد . از اينرو اين بحث براى من خالى از دشوارى نبود . من تاكنون در ميان آثار حكما به رساله يا مقاله يا فصلى برخورد نكرده‌ام كه مستقيما مسألهء « عدل الهى » را طرح كرده باشند و به سبك حكيمانه در اين موضوع بحث كرده باشند . ابن النديم در « الفهرست » مىنويسد : « يعقوب بن اسحاق كندى رساله‌اى در عدل الهى نوشته است . » من نمىدانم اين رساله اكنون موجود است يا نه ؟ و هم نمىدانم كه آن را به سبك حكيمانه نوشته است يا به شيوهء متكلّمانه . برخى از حكما مانند خواجه نصير الدين طوسى در نوشته‌هاى خود به سبك متكلمان وارد و خارج شده‌اند ، اما اگر آراء حكمى آنها را ملاك قرار دهيم بايد بگوئيم غرضشان بيان اقناعى و خطابى بوده نه برهانى . يعقوب بن اسحاق كندى كه ابن النديم از كتابى از او ياد مىكند ، اقدم حكماى اسلامى است و چون از نژاد عرب است به « فيلسوف العرب » معروف است . بعيد است كه الكندى به شيوهء متكلمان بحث كرده باشد ، على القاعده به شيوهء حكما وارد و خارج شده است . اخيرا از يكى از فضلاى عاليقدر شنيدم كه شيخ فلاسفهء اسلام ، ابو على بن سينا رسالهء كوچكى در اين موضوع نوشته است و اين رساله در پاسخ سؤالى بوده است كه از آن حكيم در اين مسأله شده است ، ولى متأسفانه اين بنده هنوز به آن رساله يا مقاله دست نيافته است . على رغم كوتاهى حكما در طرح اين مسأله ، متكلمان به علل خاص مذهبى و تاريخى ، بحث در عدل الهى را سرلوحهء مباحث خود قرار داده‌اند . بحث عدل در كلام آنچنان اصالت يافت كه گروهها با اين اصل مشخص شدند . جبر و اختيار بحثهاى كلامى آنچنان كه از تواريخ استفاده مىشود ، از نيمهء قرن اول هجرى آغاز شد . در ميان بحثهاى كلامى ظاهرا از همه قديم‌تر ، بحث جبر و اختيار است . مسألهء جبر و اختيار در درجهء اول ، يك مسألهء انسانى است و در درجهء دوم يك مسألهء