مرتضى مطهرى
122
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
فرقى نمىكند كه ميان عدد چهار و عدد شش باشد و يا ميان عدد شش و عدد هشت ، و آن چيزى كه ميان عدد چهار و عدد شش قرار مىگيرد عدد هفت باشد ؟ آيا اينطور است ؟ آيا وقوع هر يك از اعداد در هر مرتبهاى با حفظ ماهيّت آنها ممكن است ؟ مانند انسانهايى كه در اجتماع ، مراتبى را اشغال مىكنند و آن مراتب اجتماعى تأثيرى در هويّت و ماهيّت آنها ندارد ؛ هويّت و ماهيّتشان هم هيچ بستگى به آن مراتب ندارد ؛ يا كار بر خلاف اين است ؟ عدد پنج ، ماهيتش پنج است ، و پنج بودن پنج ، با مرتبه و درجهاش ، يعنى با اينكه ميان عدد چهار و عدد شش باشد يكى است نه دو تا ؛ فرض وقوع عدد پنج در ميان عدد شش و عدد هشت مساوى است با اينكه پنج ، پنج نباشد ، و خود هفت باشد ، يعنى پنج مفروض و خيالى ما پنج نيست ، بلكه همان هفت است كه در جاى خود قرار دارد و ما به غلط و توهّم ، نام آن را پنج گذاشتهايم . به عبارت ديگر : فرض اينكه عدد پنج در جاى عدد هفت قرار گيرد صرفاً يك تخيّل پوچ و بىمعنى و غير معقولى است كه خيال و واهمهء ما انجام مىدهد . اكنون ببينيم نظام علل و معلولات ، و اسباب و مسببات ، و مقدّمات و نتائج ، چگونه است ؟ آيا اينها يك بار آفريده مىشوند و بار ديگر جا و مرتبه براى آنها قرار داده مىشود ؟ و يا اينكه وجودشان مساوى است با مرتبهاى كه در آن مرتبه قرار گرفتهاند ؟ مثلًا سعدى در مرتبه و درجهء خاصّى از شرايط مكانى و زمانى قرار گرفته است كه در نتيجه از لحاظ زمانى بر ما تقدّم دارد . آيا سعدى آفريده شده و سپس در آن شرايط خاص قرار گرفته است ؟ و يا وجود سعدى مساوى است با آن درجهء خاص از وجود با همهء آن شرايط ؛ زمان و مكان و مرتبه و مقام و نسبتهايى كه سعدى با اشياء ديگر پيدا كرده است جزء فرمول وجود سعدى است ؛ وجود سعدى يعنى مجموع آنها ؛ علىهذا جدا كردن سعدى از زمان و مكان خود يعنى جدا كردن سعدى از خود ؛ يعنى اينكه سعدى ، سعدى نباشد ، بلكه مثلا جامى را كه در زمان بعد است سعدى فرض كرده و نام سعدى به آن دادهايم . بحث نظام وجود ، بحث دلكشى است . برخى پنداشتهاند كه اگر نظام هستى و قرار گرفتن هر معلولى را در جاى خود يك امر ضرورى و قطعى بدانند نوعى محدوديّت براى قدرت و ارادهء مطلقهء بارى تعالى قائل شدهاند ؛ غافل از اينكه سخن در اين نيست كه چيزى غير از خود موجودات جهان در جهان هست كه بايد باشد و تخلفپذير نيست و آن چيز همان نظام و ترتيب موجودات است ؛ سخن در اين است كه ترتيب و نظام موجودات عين وجود آنهاست كه از ناحيهء ذات حق افاضه مىشود ؛ ارادهء حق است كه به آنها نظام داده است ولى نه به اين معنى كه با يك اراده آنها را