مرتضى مطهرى

102

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

خوشبين‌اند . الهيّون عموماً يا اكثر ، از اين گروه‌اند . مولوى ، آن عارف بزرگ ، سخنگوى اين گروه است . در سراسر گفته‌هاى او عشق و شور و حال ديده مىشود . انسان از نظر اين عارف بزرگ كانون خوشى و لذّت و سعادت است اما به شرط آن كه بخواهد از اين كانون رايگان بهره‌بردارى كند . هيچ غمى در جهان نيست كه قابل تبديل به سرور و بهجت نباشد . او انسانهايى را كه لذّت را منحصراً از مى يا جماع يا سماع مىخواهند مورد تحقير قرار مىدهد ؛ انسان را مخاطب ساخته مىگويد : باده كاندر خم همىجوشد نهان * ز اشتياق روى تو جوشد چنان اى همه دريا ! چه خواهى كردنم ؟ * وى همه هستى ! چه مىجويى عدم ؟ ! تو خوشى و خوب و كان هر خوشى * تو چرا خود منّت باده كشى ؟ تاج كرّمنا است بر فرق سرت * طوق اعطيناك آويز برت علم‌جويى از كتبهاى فسوس ؟ ! * ذوق جويى تو ز حلواى سبوس ؟ ! مى چه باشد يا جماع و يا سماع * تا تو جويى زان نشاط و انتفاع ؟ ! آفتاب از ذرّه كى شد وامخواه ؟ * زهره‌اى از خمره كى شد جامخواه ؟ و هم او است كه مىگويد : عاشقم بر لطف و بر قهرش به جد * اى عجب من عاشق اين هر دو ضد سعدى و حافظ و ساير شاعران عرفان مسلك نيز همين راه را پيموده‌اند . بعضى كلمات دو پهلو در كلمات حافظ و ديگران پيدا مىشود ، اما كسانى كه با زبان اينها آشنا باشند مىدانند كه در مكتب آنان جز خوبى ديده نمىشود . مربوط به عرفان و تصوف نيست ؛ بطور كلّى خاصيت ايمان اين است . بىايمانى نوعى كمبود است كه به نوبهء خود ، عدم تعادل ايجاد مىكند ، و عدم تعادل ، رنج بوجود مىآورد . در ايمان ، خاصيت تغيير و تبديل وجود دارد ، غم و رنج را تبديل به لذّت و سرور مىكند . تربيت‌شدگان اسلام ، در هنگام رويدادها و مصيبتها به اين حقيقت توجه مىكنند كه : « ما مملوك خداييم و بازگشت ما نيز به سوى اوست » ( 1 ) . براى نشان دادن يك نمونهء خارجى از اين تربيت يافتگان ، داستانى از يك زن و

--> ( 1 ) الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ . ( بقره / 156 )