السيد محمد رضا الجلالي ( مترجم : جويا جهانبخش )

13

الإمام الحسين ( ع ) سماته وسيرته ( سيره و سيماى امام حسين ع ) ( فارسي )

آية اللّه جلالى ، نويسندهء ارجمند كتاب ، كه هم مرا به ترجمهء آن مأذون داشتند « 1 » و هم از صرف وقت براى گفت‌وگو در زير و بم پاره‌اى از مأثورات دريغ نفرمودند ، در نقاب افكندن از چهرهء مقصود هنباز ترجمان بوده‌اند . ناشر مشتاق و علاقه‌مند متون ايرانشناسى و اسلامشناسى ، آقاى عبد الكريم جربزه‌دار ، نيز در آماده‌سازى ترجمه براى چاپ و نشر اهتمام و سختكوشى نمودند . توفيق هر دوان را از خداوند كارساز بنده‌نواز خواستارم و اميد مىبرم آن روز كه دارائى و فرزندان سود نبخشد « 2 » ، جملگى از شفاعت سالار شهيدان و سرور آزادگان - سلام اللّه عليه - برخوردار گرديم و در سايهء ولايت « عترت » - عليهم السّلام - راهى « دار السّلام » « 3 » شويم . خورشيد در شام / وقتى نگارش مقالتى را در نقد و معرّفى كتاب ارجمند الحسين عليه السّلام : سماته و سيرته آغاز كرده و قلم بر كاغذ نهاده بودم تا سرنويس آن گفتار به كتابت آيد ، اين نيم بيت موزون بر زبان و قلم و كاغذ روان گرديد كه : « در شام هم حديث ز خورشيد مىرود » . « 4 » « شام » و « حديث » و « خورشيد » ، سه كليد واژهء اين عبارت بود كه با موضوع و مكتوب ، ربطى وثيق داشت . « شام » از يكسو ماتمسراى كاروان حسينى بود ؛ از سوى ديگر محلّ بازگو كردن پيام كربلا و آغاز حماسه‌اى پويا و پايا و خطابه‌اى جاودانه كه بسمله و حمدلهء آن در نيمروز عاشورا خوانده شده بود . « شام » جايگاه زيست و تحديث و تدريس و تأليف ابن عساكر بود كه اين كتاب بر محوريّت گزارشهاى محدّثانه و مورّخانهء وى شكل گرفته است ؛ و همچنين ، « شام » ، وصف سزاوار روزگار ظلمانى و سياهىگستر حكمرانى

--> ( 1 ) . حضرت ايشان از رهگذر حسن ظنّى كه به راقم داشته‌اند ، إذن خاص براى ترجمهء جميع آثار قلمى خود به زبان فارسى ، مرحمت فرموده‌اند . ( 2 ) . به تعبير قرآن كريم : « يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ » ( س 26 ى 88 ) . ( 3 ) . « وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ » ( س 10 ى 25 ) ؛ « لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ . . . » ( س 6 ى 127 ) . ( 4 ) مقالهء ياد شده در مجلّهء آينهء پژوهش ( ش 77 و 78 ؛ ويژه‌نامهء إمام حسين - عليه السّلام - ) چاپ گرديده است ، و چون در آنجا از اين كتاب بشرح‌تر سخن گفته‌ام و پاره‌اى از ناهمرائيهاى خويشتن را نيز با مؤلّف مجال طرح داده‌ام ، ملاحظهء آن از براى خوانندهء اين ترجمه مىسزد .