هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
82
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
و پرجرأت و بىباك به پيش مىتازد و بر آنان كه سى هزار تن بودند يورش آورد و همچون ملخ ، آنها را پراكنده و پريشان سازد آنگاه به جايى ميان چادرهاى خود و لشكريان ابن زياد بازمىگردد و مىگويد : لا حول و لا قوة الا باللّه العلى العظيم . وقتى ابن سعد چنين ديد به لشكريانش دستور داد تا او را سنگ باران كنند و با نيزه ، نشانهاش روند و آنگاه بارانى از نيزه سنگ به سويش سرازير شد و از هر سوى او را دربرگرفت و نيرويش را به تحليل برد شمر بن ذى الجوشن و همراهانش تلاش كردند تا به چادرهاى اهل بيت او يورش برد فرياد و ضجهء زنان و كودكان بلند شد امام ( ع ) فرياد برآورد : خداى شما را لعنت كند اى طرفداران ابو سفيان اگر دين نداريد و از روز قيامت هراسى نداريد در دنيا آزاده باشيد و اگر آنگونه كه ادعا مىكنيد عرب هستيد به سنتهاى حسب و نسب و پيشينيان خود بازگرديد اين منم كه با شما مىجنگم و با من مىجنگيد زنان كه گناهى ندارند تا من زنده هستم متعرض ناموس و حريم خانوادگىام مشويد . با اين سخن بازگشتند و با نيزهها و كمان و سنگ به او حملهور شدند و او از ضربات اصابت شده بيهوش به زمين افتاد و هنگامى كه سعى مىكرد از جاى خود برخيزد شمر و گروهى از همراهانش بر وى حملهور شدند . ابن حجر در صواعقش مىنويسد : از جمله نحوههاى خشم الهى نسبت به كشته شدن امام حسين اين بود كه آسمان تاريك شد و در روز ، ستارگان ظاهر شدند و عذاب الهى شامل تمامى آنهايى كه در قتلش شركت يافتند ، گرديد و ادامه مىدهد كه : آيا انتظار دارى امتى كه حسين را به قتل رساند در روز جزا ، از شفاعت جدش برخوردار شود ؟ و المقريزى به نقل از « السرى » آورده است كه وقتى امام حسين كشته شد آسمان به گريه افتاد و خورشيد كسوف كرد و گريه آن ، به سرخىاش درآورد همچنانكه از على بن ميسرة نيز نقل كرده كه گفته است : جدهام برايم تعريف كرده كه او در آن ايامى كه امام حسين كشته شد كنيزكى جوان بود آسمان در آن روزها ، خونرنگ گرديده بود او همچنين از الزهرى نقل مىكند كه گفته است : به اطلاع من رسيد كه روز كشته شدن امام حسين به هر سنگى از سنگهاى بيت المقدس كه دست مىزدى ، خون زير آن جمع شده بود ، جهان سه روز در تاريكى فرو رفت و آسمان ، خون باريد . راويان طى روايتهايى كه همه جزو « مراسيل » هستند خبر از وقوع حوادث ديگرى نيز دادهاند كه البته در صورت اقتضاى مصلحت الهى ، براى خدا اين كار مشكل نيست .