هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
79
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
و زندگى با ستمگران را جز بدبختى و ننگ نمىدانم . ابن زياد نيز به عمر بن سعد دستور داد تا در نهم محرم سال شصت و يكم هجرى به اتفاق همراهانش از اهل كوفه حلقه محاصره را بر امام حسين تنگتر كنند او نيز بىخبر به چادرهاى امام حسين و يارانش يورش بردند و آنان را به محاصره درآوردند امام حسين از چادر خود همچون شيران درنده بيرون آمد و از آنها خواست كه آن شب را مهلتش دهند و بدين منظور برادرش عباس را نزد آنان فرستاد ابن سعد از اينكه تا صبح فردا مهلتشان دهد ، نپذيرفت و عمرو بن الحجاج زبيدى بنابه آنچه كه راويان نقل كردهاند به وى گفت : اى پناه بر خدا به خدا سوگند كه آنها اگر ترك يا ديلمى بودند و چنين خواستهاى از ما مىخواستند بر ما بود كه خواستشان را برآورده سازيم و پس از يك سلسله مشاجرات و گفتگوهايى كه ميان او و فرماندهان لشكريانش درگرفت بالاخره پذيرفت تا صبح فردا يعنى روز دهم محرم ، مهلتشان دهد . امام حسين در آن شب يارانش را گرد آورد و خداى را سپاس و ستايش كرد و فرمود : پروردگارا از اينكه ما را نبوت كرامت كردى و برايمان گوش و چشم و دل قرار دادى و قرآن آموختى و در دين ، فقيهمان ساختى ، سپاست مىگويم پس ما را از جمله سپاسگزاران قرار ده . اما بعد من ياران و اهل بيتى باوفاتر و نيكوتر از ياران و اهل بيت خود نمىشناسم خداوند همه شما را جزاى نيكو دهد بدانيد كه آنها فقط مرا مىخواهند من به همهء شما اجازه مىدهم كه راه خود گيريد و به هركجا مىخواهيد برويد كه من شما را حلال كردهام و هيچ گناهى بر شما نيست و اينك كه شب سياهى خود را گسترانده با استفاده از اين تاريكى پراكنده شويد و خود را نجات دهيد برادران و فرزندان و عموزادگانش به وى گفتند : اين كار را بكنيم تا پس از تو زنده بمانيم ، خداوند هرگز آن روز را برايمان نياورد پس از آنها يارانش به زبان آمدند و همگى به يك زبان گفتند : اى ابا عبد اللّه به خدا سوگند كه ما هرگز ترا تنها نخواهيم گذارد تا اينكه نيزههاى خويش را در سينهء آنها بشكنيم و تا توان در بدن داريم با شمشيرهاى خويش بر آنان ضربه وارد كنيم و وقتى هم سلاحى به دستمان نماند با سنگ به جانشان مىافتيم تا همراه تو بميريم . امام حسين سپاسشان گفت و برايشان پاداش نيكو آرزو كرد و مژدهء بهشتشان داد . آن شب را امام حسين در چادرش گذراند « جون » بردهء ابو ذر نزد وى بود و شمشيرش را درست مىكرد و امام حسين ابيات زير را به زبان مىآورد :