هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

72

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

آمده است كه او در همان شبى كه فرداى آن قصد خارج شدن از مكه داشت به برادرش محمد فرمود : برادر ترسيدم كه يزيد بن معاويه مرا در مكه ترور كند و نخستين كسى باشم كه با ريخته شدن خون وى حرمت خانه كعبه ، زير پا گذارده شود . همانگونه كه گفتيم روز هشتم ذى حجه امام حسين براى انجام حج احرام پوشيده بود و هفت بار هم به دور كعبه گشت و سعى صفا و مروه را نيز انجام داده بود كه از احرام درآمد و با برادران و عموزادگان و برادرزاده‌هايش و نيز زنان و يارانش بيرون شد مردم كه به عرفات مىرفتند امام حسين بيرون از مكه در راه به عراق بود . ابو بكر - بن عبد الرحمن بن حارث بن هشام مخزومى نزد او آمد و وى را از رفتن برحذر داشت و نسبت به خيانت و زبونى مردم كوفه ، هشدارش داد و توصيه كرد كه با آنها در نياميزد ولى امام تصميم گرفته بود كه به راه خود ادامه دهد . عبد اللّه بن عباس نيز به او رسيد و از خيانت اهل عراق برحذرش داشت و سابقه سياه آنها را با پدر و برادرش يادآور گرديد ولى او همچنان اصرار داشت كه برود ، ابن عباس به او گفت : به خدا سوگند اگر مىدانستم كه در صورتى كه دست به گريبانت شوم و موهايت را بگيرم و فرياد بزنم و مردم را به گرد خود جمع كنم حرفم را مىشنوى و منصرف مىگردى اين كار را مىكردم ، امام حسين در پاسخش فرمود : اين چيزى است كه خدا مقدر كرده و ناگزير بايد انجام دهم . وقتى ابن عباس از بازگشت او و انصرافش نااميد گشت وداعش گفت و گريه كرد و در راه به عبد اللّه بن زبير برخورد كرد و گفت : - اى كه داراى تاج و كاكل هستى اينك كه خطر از سرت گذشته و صياد رفته است دانه برچين و خوش باش . - هر چه مىخواهى دانه برچين كه مژده‌ات باد كه حسين ، بيرون رفته است . تنها ابن عباس نبود كه امام حسين را به انصراف از رفتن به كوفه تشويق مىكرد و از خيانت و نفاق آنها برحذرشان مىداشت . ابن جعفر و محمد بن حنفيه و عبد اللّه بن - مطيع نيز چنين كردند ، عبد اللّه بن مطيع او را در خارج از مكه ملاقات كرد و به او گفت : خداى را بخاطرت مىآورم نكند اسلام مورد هتك حرمت قرار گيرد و ترا به خدا سوگند مىدهم كه حرمت قريش و تأمين اعراب را بخطر نيندازى و به خدا كه همين‌كه بخواهى قدرت را از بنى اميه بچنگ آورى ترا مىكشند و وقتى ترا كشتند از آن پس از هيچ كس ترسى نخواهند داشت لذا به كوفه مرو و خود را به چنگ بنى اميه