هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

43

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

كار برحذر داشت غمگين گشت و دلتنگى نشان داد و به مدينه بازگشت . او قبلا امانتى نزد همسر قبلىاش سپرده بود از امام حسين اجازه خواست تا بر او وارد شود . امام نيز اجازه‌اش داد وقتى وارد شد و امانت خود را از وى گرفت آنها هر دو به آه و ناله پرداختند و بر عبد اللّه بن سلام سكوتى ناشى از اندوه از فراق او و تمايل به بازگشتن به او حكمفرما گرديد ، امام حسين ( ع ) نيز پيش از آنكه به او دست بزند طلاقش داد و به همسرش بازش گرداند و بدين ترتيب ، نيرنگ معاويه را خنثى كرد . و در روايت نويرى در جلد ششم از نهاية الارب و الامامة و السياسة تصنيف ابن - قتيبة آمده است كه امام حسين در آن زمان هنوز در كوفه بود و عبد اللّه بن سلام از سوى معاويه والى عراق بود و امام حسين هنگامى او را به وى بازگرداند كه معاويه وى را از ولايت عراق بر كنار كرده و او به كوفه بازگشته بود . و در روايت شهاب الدين احمد بن القليوبى در نوادرش آمده است كه يزيد بن - معاويه ، زنى زيبا را بر ديوارى ديد و عاشق او شد ، زن همسر عدى بن حاتم و كنيه‌اش ام خالد بود . يزيد از عشق او ، بيمار شد و در بستر افتاد هيچ كس درد او را نشناخت ، عمرو بن العاص به معاويه گفت كه بگذار مادرش با وى خلوت كند و دردش را جويا گردد وقتى مادرش با وى خلوت كرد و او راز دلش را بر مادر برملا ساخت عمرو بن - العاص از در نيرنگ با عدى درآمد و وعده‌اش داد در صورت طلاق دادن همسرش ام خالد ، دختر معاويه را به ازدواجش درآورد ، وقتى طلاقش گفت و عده‌اش پايان گرفت معاويه ابو هريرة را فرستاد تا او را به عقد يزيد درآورد . در مدينه گذر ابو هريرة به امام حسين و عبد اللّه بن زبير و عبد اللّه بن عمر افتاد و آنها او را موظف ساختند تا وى را به عقد ايشان درآورد و پس از آنكه ابو هريره مطلب را با وى در ميان گذاشت و او به ابو هريرة واگذاشت تا مناسبترينشان را برگزيند و ابو هريرة امام حسين ( ع ) را برگزيد ، به عقد امام حسين درآمد . و بنا به آنچه در روايت نخست آمده دختر معاويه زير بار ازدواج با عدى بن حاتم نرفت و عدى ناراحت و غمگين شد و هنگامى كه امام حسين وى را ناراحت ديد همسرش را به وى بازگرداند و هم آن روز به زبانها افتاد كه : - خوشا به حالت ام خالد ؛ كه چه سعايت كننده‌هايى كه بجاى خود نمىنشينند . اين گونه روايات على رغم اختلافها و تضادهايى كه با يكديگر دارند چندان با فطرت نيرنگ‌آميز و فريبكار معاويه ، از يك سو و بزرگوارى امام حسين ( ع ) و وفادارى و جنگ با ظلم و تجاوز وى از سوى ديگر ، فاصله ندارند اين نيز امكان دارد كه جريان