هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
37
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
امام حسن و امام حسين و عبد اللّه بن جعفر و فرزند زبير و فرزند عمر و عبد اللّه بن صفوان آورده بود به كسانى كه قرار بود اين هدايا را به صاحبانش بدهند گفت هر يك از شما تمامى آنچه را كه مىبيند و مىشنود بخاطر بسپارد . وقتى فرستادگانش روانه شدند به حاضران گفت : مىخواهيد برايتان بگويم كه آنها هر كدام ، چه واكنشى نشان مىدهند ؟ گفتند : آرى آنچه را كه پيشبينى مىكنى برايمان بگو . گفت امام حسن شايد بخشى از عطرهاى متعلق به خود را به همسرانش بدهد و بقيه را ميان حاضران پخش كند و منتظر آنها كه غايبند نمىماند و امام حسين ( ع ) ، ابتدا به يتيمان باقى مانده از جنگ پدرش در صفين مىپردازد و اگر چيزى باقى ماند با آن گوسفندانى مىكشد و شير به اين و آن مىدهد . و در مورد عبد اللّه بن جعفر او با رسيدن هديه من ، مىگويد : « با بديح » قرضم را بدان ادا كن و آنچه از آن مىماند به هزينههاى زندگيم مصروف دار . و عبد اللّه بن عمر در ابتدا به فقراى عدى بن كعب مىپردازد و اگر چيزى باقى ماند براى خود و خانوادهاش ، منظور مىكند و در مورد عبد اللّه بن زبير ، فرستادهء من در حالى به وى مىرسد كه او در حال تسبيح گفتن است و متوجه وى نمىشود ، دوباره كه بازمىگردد به برخى غلامانش مىگويد آنچه را كه فرستاده معاويه آورده بگيريد كه خدايش رسانده و هم او جزاى نيكش دهد . و توجهى به آن نمىكند و اين هديه در برابر ديدگانش عظيمتر از كوه احد جلوه مىكند ، آنگاه به ميان خانوادهاش مىرود و آن را بازبينى مىكند و مىگويد : آن را جايى پنهان سازيد چه بسا روزى ناگزير به بازگرداندن آن به معاوية بن هند ، گردم و اما عبد اللّه بن صفوان مىگويد : اندك از بسيار است و همهء قريشيها ، چنين هديهاى دريافت نكردهاند آن را به وى بازگردانيد كه اگر بازگرداند آن را مىپذيريم . فرستادگانش بازگشتند و همان چه را كه معاويه گفته بود ديدند و بازگفتند ، وقتى معاويه صحبتهاى ايشان را شنيد گفت : من فرزند هند هستم و از همهء قريش به احوال قريش ، آشناترم . و ديگر مواردى كه راويان دربارهء سخاوت و بخشندگى نقل كردهاند ولى بيشتر چنين رواياتى ، در شمار ( مراسيل ) يعنى بدون ثبت سند هستند و در مقام نقد و كنكاش ، قابل اثبات نيستند بدون ترديد برخى از آنها ساخته و پرداختهء قصهگويانى است كه مىخواستند بدين وسيله توجه مردم را به خود جلب كنند و روايت آخرى با وجودى كه از جمله روايات ( مرسل ) در اين باب است مضمون آن اشاره بدين دارد كه ساختهء طرفداران بنى اميه است تا بدين ترتيب هوش و ذكاوت معاويه را به اثبات برسانند و امام