هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

34

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

او مرا به خونخواهى وى فرستاده‌اند آيا مىپذيرى كه بخشى از ديهء او را به من بدهى ؟ عتبه به غلامش اشاره كرد و به او گفت : به او صد درهم پرداخت كن . اعرابى نپذيرفت و به سوى عبد اللّه بن زبير رفت و همان صحبتى را كه با عتبة داشت با وى تكرار كرد ، او نيز دستور داد دويست درهم به وى بدهند اعرابى آن را رد كرد و گفت اين مبلغ گره‌اى از كارم نمىگشايد ، آنگاه به سمت امام حسين ( ع ) رفت و به او سلام گفت و جريان كارش را با وى در ميان گذاشت به او فرمود : اى اعرابى ما قومى هستيم كه به همان اندازه كه در طرف معرفت و شناخت مىبينيم ، بخشش مىكنيم . گفت : هر چه مىخواهى بپرس ؛ امام حسين پرسيد : اى اعرابى ! نجات از هلاك در چيست ؟ گفت : توكل بر خدا . از وى پرسيد : كدام كارها بهتر است ؟ گفت : اعتماد به خدا . امام از وى پرسيد : چه چيزى براى بندگان در زندگى ، بهتر است ؟ پاسخ داد دانشى كه توأم با حلم باشد . فرمود : و اگر دانشش به وى خيانت كرد ؟ گفت مالى كه با سخاوت و دست و دل بازى توأم باشد . فرمود : و اگر دارايىاش ، او را به ناصواب كشاند ؟ گفت : مرگ و نيستى از زندگى و بقاى او بهتر است . امام همچنان به پرسش از وى ادامه داد او نيز پاسخش مىداد و امام را شگفت‌زده كرد و به وكيلش فرمود : به او بيست هزار درهم بده . و به او گفت ده هزار درهم براى بازپرداخت ديون تو و ده هزار ديگر براى آن است كه سروسامانى به خود دهى و بر اهل و عيالت ، خرج كنى . و اعرابى اين ابيات را سرود : - از در نياز آمدم ولى از هيچ عطر و بويى سرمست نشدم ( دستم بجايى بند نشد ) و دلخوشى ندارم . - ولى وقتى براى خاندان پيامبر ، از در نياز آمدم سرودن و سخن گفتن برايم لذت‌بخش گرديد . - هم آنها بزرگوارترند و نجيب‌تر ؛ كه ستارگان آسمان درخشش خود را از آنها دارند . - در نيكيها و بخشش از همه مردم پيشى گرفتى ؛ تو آن بخشنده‌اى هستى كه هيچ‌كس به پاى تو نمىرسد . - پدرت همان كسى است كه در نيكى و بخشش سرآمد همگان شد ؛ و هيچ كس بر او پيشى نگرفت . - به وسيله او خداوند راه درستى و راستى را گشود ؛ و راه فساد به شما ، بسته است . و در تاريخ ابن عساكر آمده است كه سائلى كوچه‌هاى مدينه را زير پا گذارد تا