هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

26

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

امام حسين و برادرش امام حسن ( ع ) امير المؤمنين على ( ع ) ، فرزندش حسن را به جانشينى خود برگمارد و امامت را به دو سپرد و ميراث نبوت را تسليم وى كرد و امام حسين ( ع ) و ديگر فرزندانش را به اطاعت از وى سفارش كرد ؛ امام حسين نيز در كنار برادرش حسن ايستاد و شاهد همهء حوادثى كه بر برادرش گذشت بود و آنها هر دو در همهء موارد اتفاق نظر داشتند بويژه صلحى كه امام حسن ( ع ) پس از مشاهدهء برخورد زبونانهء اهل عراق و اطلاع از همه گونه نيرنگها و دسيسه‌ها و توطئه‌هايى كه معاويه ، چيده بود و بخش اعظم ارتش عراق در تصرف معاوية بن ابى سفيان و دار و دسته او قرار گرفته بود - بدان تن داده بود . بر امام حسين ( ع ) پوشيده نبود كه حتى اگر امام حسن با معاويه از در جنگ درمىآمد فرجامى به سود معاويه مىداشت و بىهيچ ترديدى و آنچنان كه براى هر پژوهندهء تاريخ حوادثى كه در آن دوره كوتاه از خلافت امام حسن ( ع ) جريان داشت روشن مىگرديد ، يا به كشته شدن امام حسن و امام حسين و همه هاشميها و شيعيان مخلص آنها مىانجاميد يا بالاخره باعث مىشد كه همگى آنها به اسارت درآيند . ما طى صحبتى كه دربارهء سيرهء امام حسن ( ع ) داشتيم از اين موضوع سخن گفتيم و جاى هيچ ترديدى نسبت به موضوع امام حسن و وارد آوردن هر گونه تهمتى به وى ، نمىماند . و از جمله روشن مىشود كه آنچه كه ابن اثير در اسد الغابة و ابن كثير در البداية و النهاية و ابن عساكر در تاريخ الكبير خود روايت كرده‌اند و چنين وانمود كرده‌اند كه امام حسين ( ع ) نسبت به آنچه كه امام حسن ( ع ) مىكرد دل‌خوشى نداشت و اينكه بنا به ادعاى « اسد الغابة » به او گفته بود : ترا به خدا كار معاويه را