هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
21
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
در جلد دوم صفحه 128 و 129 از تاريخ ابن خلدون آمده است كه عثمان بن - عفان ، عمرو بن العاص را از ولايت مصر بر كنار ساخت و برادر ناتنى او عبد اللّه بن سرح را جانشينش ساخت و يك بار او را به جنگ در افريقا فرمان داد و عقبة بن نافع بن عبد القيس و عبد اللّه بن نافع بن الحرث را به فرماندهى لشكريان گارد آنها روانه افريقا شدند و مردم آنجا بر مبلغ پولى كه به آنها بپردازند با ايشان مصالحه كردند ، لشكريان به دليل بسيارى جمعيت نتوانسته بوند در آنجا نفوذ كنند ، عبد اللّه بن سرح با عثمان در مورد چگونگى نفوذ در آنجا از عثمان بن عفان اجازه خواست ، عثمان بن عفان نيز در اين مورد با يارانش به مشورت نشست ، آنها توصيهاش كردند كه لشكريانى به آنجا گسيل دارد ؛ عثمان نيز لشكريانى را به كمك او فرستاد ، در ميان آنها گروهى از صحابه از جمله عبد اللّه بن عباس و پسر عمر و عبد اللّه بن عمرو بن العاص و پسر جعفر و حسن و حسين ( ع ) ، حضور داشتند و از جمله كسانى كه شركت ايشان را در آن نبرد تأكيد كرده احمد بن - خالد الناصرى السلاوى در كتاب خود الاستقصاء لاخبار المغرب الاقصى جلد اول صفحه 39 است . طبرى نيز در صفحه 57 و 58 از جلد پنجم تاريخ خود و ابن خلدون در صفحههاى 134 و 135 از جلد دوم كتاب خود العبر روايت كردهاند كه امام حسين ( ع ) در جنگهاى مسلمانان و فارسها در طبرستان و اطراف آن ، شركت داشته است ، در اين دو كتاب آمده است : در سال سىام هجرت ، سعيد بن العاص به طبرستان ، لشكركشى كرد پادشاه آن سامان « الجهيد » در زمان عمر بن الخطاب با سويد بن مقرن بر مبلغى كه ساليانه بايد به مسلمانان بدهد ، مصالحه كرده بود و هنگامى كه سعيد بن العاص در پى احراز كارگزارى كوفه از سوى عثمان ، آنجا را تصرف كرد گروهى از صحابه از جمله حسن و حسين ( ع ) و عبد اللّه بن عباس و گروهى از فرزندان مهاجرين و انصار را همراه وى كرد ، لشكريان تا گرگان و نهاوند و جاهاى ديگر پيش رفتند و همهء اين مناطق به تصرف آنها درآمدند . گروهى از مورخين اين جنبه را مورد اهمال قرار داده و به شركت حسن و حسين در جنگها و نبردهاى اسلام كه در آن روزگار با موفقيت همراه بود ، حتى جنگهايى كه به تصرف افريقا ، طبرستان و نواحى آن منجر گرديد ، اشارهاى نكردهاند همچنانكه حقايق تاريخى ديگرى را نيز ناديده گرفتهاند لذا تنها ناديده گرفتن و بىتوجهى آنها ، كافى نيست تا در اصل موضوع به ويژه براى كسى كه با تاريخ سراپا فداكارى در راه اسلام اهل البيت سر و كار دارد ، ترديد روا شود .