هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
99
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
انكار وامىدارد و اگر حق را مىطلبيدند براى ايشان بهتر بود و ديگر رواياتى كه در مجموع بدين مضمونند كه « جامعه » ، « جفر » و « مصحف فاطمه » سه چيزى هستند كه ائمه عليهم السلام از جد بزرگوارشان على و جدهء خود فاطمهء زهرا به ارث بردهاند و چه بسيارى از اين روايات در اينكه محتويات آنها از احكام و شرايع و راهنماييهايى كه پيامبر آورده ، تجاوز نمىنمايد بعيد هم نيست كه ضمن در بر داشتن اين مطالب ، شامل اشارههايى به برخى حوادث و اتفاقهايى كه طى ماهها و سالها يا قرنهاى پس از وفاتش را طبق وحى كه به وى شد ، در بر گرفته باشد ؛ روايت فضيل بن سكرة كه از امام صادق ( ع ) نقل كرده به همين نكته اشاره دارد و حاكى از آن است كه امام صادق ( ع ) فرمود : به كتاب فاطمه نگاه مىكردم از همهء كسانى كه در زمين پادشاهى مىكنند به نام و نام پدرشان ياد شده ولى از فرزندان حسن چيزى در آن نيافتم . روايت حسين بن ابى العلاء نيز اشاره به همين نكته دارد . با وجودى كه رواياتى كه به اين كتابها اشاره دارند و به مضمون و محتواى آنها نيز پرداختهاند و وجود چنان محتوايى از پيامبر و با استفاده از وحى ، بعيد نيست و جاى شگفتى هم ندارد كه پيامبر ، على ( ع ) و فاطمه را در جريان آنچه بوده و خواهد بود قرار داده باشد با اين حال گروهى از محدثين و مؤلفين از اين نامهاى سهگانه ، [ « جامعه » ، « جفر » و « مصحف فاطمه » ] براى مشوهسازى و به لجن كشيدن روايتهاى شيعه ، سوء استفاده كرده گفتهاند ، فاطمه قرآنى جز آنچه كه در اختيار مسلمانان است دارد و على ( ع ) نيز داراى دو كتاب « جفر » و « جامعه » است كه پديدههاى هستى و حوادث جهان تا به روز قيامت در آن ثبت است و اين دو كتاب با حروف ، رمزها و محاسباتى نگاشته شدهاند كه امامان شيعه در غيبگوييهاى خويش ، از آن استفاده مىكنند اينان مىافزايند كه بخش بزرگى از شيعيان بر اين باورند كه ائمه علم غيبى دارند كه هيچ كس جز آنان ، ندارد از كسانى كه چنين نسبتهايى به شيعه روا مىدارند « الايجى » در « المواقف » و الجرجانى در شرح آن و « ابن الضياع المالكى » در « الفصول المهمة » و ديگرانى از متأخرين كه دعوت به نزديكى سنى و شيعه و ناديده گرفتن اختلافهاى فرعى و مطالب جنجال برانگيزى كه باعث دور شدن از اين هدف مىشوند مىكنند و از ميان اين گروه شيخ محمد ابو زهره در كتاب خود « الامام الصادق » است كه به شيعه و امامانشان چنين تهمتى روا مىدارد . و حال آنكه اگر فرض مىكرديم چنين رواياتى به عايشه يا پدرش و ديگر بزرگان صحابه ، چيزى از اين قبيل را نسبت مىدادند حتما بسيارى از آنان به دنبال توجيه درستى از آنها بر مىآمدند و همانطور كه در مورد هر