هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
605
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
يا داخل بر آن نيامده باشد حال آنكه شواهد و قراين بيشتر نشانگر آنند كه اين روايت ساخته و پرداخته كينتوزان به اهل بيت هستند . و دربارهء روايت الملكى در « قوت القلوب » بايد گفت بيش از هر روايت ديگر به افسانه شباهت دارد زيرا از زبان هيچ يك از ديگر راويان ، جارى نشده است حال آنكه ابو طالب الملكى آنچنان كه معاصرينش تصريح دارند ، هيستريك بوده و وقتى به بغداد رفت اهل بغداد در سخنانش هذيان و عدم تعادل روانى را مشاهده كردند و از وى نقل شده كه گفته است : هيچ كس از خالق ، به مخلوق زيانآورتر نيست و او شنيدن آواز را حلال مىدانست و وقتى عبد الصمد بن على ، نكوهشش كرد اين بيت را سرود : - اى شب چه لذتها و كامها كه در تو نيست و اى صبح اى كاش كه هرگز نمىرسيدى و از جمله انحرافهاى او آنچنان كه در « البداية و النهاية » ابن كثير و نيز « الكنى - و الالقاب » قمى آمده است كه او به يكى از دوستانش وصيت كرد كه اگر خداوند بر وى بخشيد روى جنازهاش لوز و شيرينى پخش كند و علامت اين بخشودگى را نيز اين قرار داد كه در لحظهء احتضار ، دست دوستش را بگيرد . او نيز در آن لحظه چنين كرد و دوستش وصيت او را عملى ساخت . به علاوه همه كسانى كه درباره وى صحبت كردهاند روايات كتابش را به انحراف و ضعف نسبت دادهاند و آنهايى كه اين نوع روايات را از وى نقل كردهاند همچون مجلسى و ديگران مانند آنچه كه در بحار آمده و بسيارى از آنها در برابر نقد و دقت تاب ندارند قصدشان اين نبوده كه از هر منبعى كه شده اقدام به گردآورى حديث بنمايند . در « البحار » آنچنان كه در كتاب القرشى نقل شده آمده است كه وقتى امام حسن ( ع ) وفات يافت انبوهى از زنان پا برهنه و سر برهنه بيرون آمدند و مىگفتند : ما همسران حسن هستيم . گواينكه برخى از غافلان شيعه آنچنان كه شيخ راضى ياسين در كتاب خود « ملح الحسن » انجام داده اين گونه روايات را به عنوان اينكه فضيلتى براى امام حسن شمرده مىشود و دليلى بر اعتماد مردم به اوست ، پذيرفتند و در كتاب نامبرده اشاره كرده است كه او ( امام حسن ) زنان سه طلاقه را براى همسرانشان ، حلال مىكرد و همسران آنان در اين كار جز به او ، اعتماد نداشتند . او با اين سخن ناخواسته به امام حسن و اهل بيت اهانت روا داشته است و در عين حال به برخى نادانان شيعه و كينتوزان ديگر فرصت داده تا اين دست روايات را مورد نقد و بررسى قرار دهند و