هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

60

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

از ترسى بوده كه از انحراف رفتار دختر و زير پا نهادن عادات و رسوم خانواده ، داشتند و به همين مناسبت برخى مورخين مدعيند اولين كسى كه اين كار را انجام داد « لقمان بن - عاد » از اعراب باديه‌نشين بود كه پس از اطلاع از خيانت همسرانش ، براى گرفتن انتقام همهء آنان و دخترانش را نيز از دم تيغ گذراند . برخى تاريخ‌نگاران و مفسران همچون قرطبى و نيشابورى معتقدند كه وقتى « نعمان بن منذر » ، به دنبال خوددارى بنى تميم از پرداخت مالياتى كه به آنها تحميل كرده بود ، بر آنان يورش برد و گروهى از آنها را كشت و زنانشان را اسير كرد و هنگامى كه « قيس بن عاصم » بزرگ قبيله ، خواست تا زنان اسيرش را بازپس گيرد يكى از دخترانش از بازگشت خوددارى ورزيد و ترجيح داد كه نزد نعمان بماند بنابراين قيس در حالى كه جنون گرفته بود بازگشت و همهء دخترانش را زنده به گور كرد و از آن پس نيز هر دخترى كه از وى به دنيا مىآمد او را زنده به گور مىكرد ، بسيارى از مردان تميم و ديگران نيز به دو اقتدا كردند . در حالى كه برخى ديگر از نويسندگان ، بر اين باورند كه زنده به گور كردن دختران ، از ديگر ملتها به اعراب منتقل شده است ؛ ملتهايى كه دخترانشان را قربانى الهه‌ها مىكردند و از جمله مصريان باستان كه همه‌ساله عروسى از زيباترين دوشيزگان خود را قربانى نيل مىكردند ؛ بهر حال آنچه در آن ترديدى نيست زنده به گور كردن دختران در ميان اعراب رواج داشته است و از جمله رواياتى كه دربارهء علت آن ذكر شده مىتوان چنين نتيجه گرفت كه برخى از بيم رسوايى و ننگ و برخى ديگر - بنا به رواياتى كه حكايت از آن دارند - تقديم خدايانشان مىكردند : « وَ يَجْعَلُونَ لِلَّهِ الْبَناتِ سُبْحانَهُ وَ لَهُمْ ما يَشْتَهُونَ » ( النحل - 57 ) ( و اين مشركان ، فرشتگان را با اينكه خدا منزه از فرزند است دختران خدا دانسته و حال آنكه خود پسران را آرزو مىكنند ) . « أَمْ لَهُ الْبَناتُ وَ لَكُمُ الْبَنُونَ » ( الطور - 39 ) ( آيا خدا را دختران و شما را پسران خواهد بود ؟ ) . « أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى » ( النجم - 21 ) ( آيا شما را فرزند پسر و خدا را دختر است ؟ ) . و برخى هم چنان كه ابيات پيش گفته بدان اشاره دارند ، از بيم فقر و تنگدستى ، بدين كار دست مىزدند ؛ در اخبار عرب آمده كه « صعصعة بن ناحية » و « عمرو بن زيد بن - نفيل » ، دهها دختر را از دست پدرانشان نجات دادند و بزرگ كردن آنها را به عهده گرفتند . نخستين كار از اين نوع را صعصعة بن ناحيه هنگامى انجام داد كه به مردى برخورد كه