هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

549

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

نيز كارهايى كه كرده بود از يادها برفت . و برادران هاشم نيز روانه پنج بار فرياد برمىآورند اشهد ان محمدا رسول اللّه حال بگو ببينيم مادر بخطا ديگر چه كار مانده است كه آنها بكنند مگر آنكه ما را به گور كنند « 1 » . در هر صورت امام حسن پس از پدر زمام امور را بدست گرفت و در آن فضاى سرشار فتنه و توطئه بهترين كارهايى را كه مىشد انجام داد ، كارگزاران را در پستهاى خود ابقا كرد و آنان را به عدل و نيكى و دشمنى با زشتى و نابكارى ، سفارش كرد و راه و شيوه پدر را ادامه داد و در همهء حالتهايى كه داشت طى خلافت كوتاه خود و پيش و پس از آن در سياست و سيرت خود ادامه جد بزرگوارش محمد مصطفى و پدر گراميش على مرتضى ( ع ) ، بود . و على رغم اينكه معاويه و كفر و الحاد و دشمنى خاندان او را با محمد و رسالت وى و نيز كوشش آنها را براى احياى همهء گونه‌هاى جاهليت را خود مىشناخت با وجود اين تنها هنگامى به او اعلان جنگ داد كه پشت سر هم برايش نامه نوشت و او را به وحدت و اتفاق مسلمين فرا خوانده بود تا ديگر هيچ كس عذر و بهانه‌اى براى سرپيچى از وى نداشته باشد او از جمله نامه‌هايى كه نوشت ، نامه زير را بوسيله دو نفر از اهل كوفه برايش ارسال داشت : و از حسن بن على ( ع ) به معاوية بن ابى سفيان سلام عليك ، خدايى را كه پروردگارى جز او نيست سپاس مىگويم اما بعد بدان كه خداوند عز و جل محمد را به عنوان رحمتى براى جهانيان و منتى بر مؤمنان و همه مردم ، فرو فرستاد تا هر زندگان را هشدار داده باشد و بر كافران اتمام حجت كرده باشد و محمد نيز رسالتهاى خداى را ابلاغ كرد و در حالى كه به همهء وظايف خود عمل كرده بود ، او را به نزد خود خواند و پس از آنكه خداوند به وسيلهء او حق را روشن ساخت و شرك را مضمحل كرد و قريش را قوم و تيره‌اى گردانيد به او گفت : باشد كه اين براى تو و قوم تو ، هشدارى باشد . هنگامى كه وفات يافت اعراب در خلافت او به ستيز افتادند . قريش مدعى شدند كه ما از قبيله و خانواده و نزديكان او هستيم و شما ( اعراب ) نبايد در اين باره با ما به نزاع برخيزيد و اعراب نيز كه حقانيت قريش را دريافتند و دانستند كه در اين مسأله آنها حق دارند ، خلافت به آنان واگذار شد و ارزانى آنها گرديد آنگاه ما نيز به همان استدلالى كه قريش

--> ( 1 ) نگاه كنيد به شرح نهج البلاغة جلد 2 صفحه 375 .