هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
540
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
آن روز ندميده بود كه عبيد اللّه در حالى كه به همراه چهار هزار تن كه پوششى سبز رنگ به تن داشتند سوار بر اسبى خال دار به نام « الخضرية » كشته افتاده بود امام حسن بن - على ( ع ) بر آنجا گذشت و مردى را ديد كه بر بالاى كشتهاى ايستاده و نيزهاش را در چشم وى فرونشانده و اسبش را به پاى وى بسته است به همراهانش فرمود : ببينيد كه اين مرد كيست . معلوم شد مردى همدانى است و آن كشته ، همان عبيد اللّه بن عمر بن - الخطاب است كه در آغاز شب او را كشته و تا صبح ، بر سرش ، ايستاده است . منابع موثق تأكيد دارند كه امام حسن تا آخرين لحظه در كنار پدر بود و رنجى كه پدر از اهل عراق مىكشيد ، او نيز متحمل مىگرديد و در كشيدن بار غمش ، شركت داشت ؛ او شاهد بود كه معاويه ، مبلغان خود را به سرتاسر عراق گسيل مىكرد و رهبران و رؤسا را با پول و مقام ، مىفريفت و بالاخره موفق گرديد بيشتر آنان را از گرد پدر ، پراكنده سازد و امير المؤمنين بجايى رسيد كه آرزو مىكرد با مرگ يا شهادت ، از آنان جدا شود و سپس به گريه مىافتاد و در حالى كه دستان خويش را بر سر و روى مبارك قرار مىداد مىگفت : كى مىشود كه اينها به خون هم آغشته گردند و حسن ، اينها همه را ناظر بود و از سختىها و مشقتهايى كه پدر را در بر گرفته بود ، رنج و عذاب مىكشيد . و بالاخره نيز قضاى الهى بر آن قرار مىگيرد كه در بامداد بيست و يكمين روز از رمضان هنگامى كه على آماده نبرد با اهل شام مىشد ، سياهبختترين مردم در مىآيد و ابن ملجم در حالى كه امام در محراب خود به نماز صبح مشغول است با شمشير خود ضربهاى بر فرق مباركش فرود مىآورد و شمشير به مغز سر ، فرود مىآيد و او در حالى كه مىگويد : به خداى كعبه كه پيروز شدم ، به محراب مىافتد . و حسن بن على ( ع ) در ميان آن همه دشواريها ، ميان مردم زبون كوفه و در حالى كه دستهجات خوارج در آن سوى مرزها موضع گرفتهاند و ارتش شام به مبارزه طلبى مىپردازد و مزدوران معاويه او را در جريان ريز و درشت جريانات مىگذراند و دوستى و خوش خدمتى خود را تا آنجا عرضهاش مىكنند كه اگر خواسته باشد امام حسن را دست بسته تسليمش مىكنند او در ميان همهء اين اوضاع كه در تاريخ پيچيدهتر و بدتر از آنها يافت نشده ، تنها و تنها ماند . حضرت على ( ع ) پيش از وفات خود ، طى وصيتى به فرزندش حسن ، بر امامت او و برادرش حسين ، تصريح كرد و در اين رابطه سخنان جدشان را كه در مورد ايشان به