هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

538

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

- مگر برادرانت دو سرورى كه هر دوى آنها راهبر خلق و راهبران هدايت هستند . پژوهشگرى كه جريانات را پيگيرى مىكند به دهها مورد برخورد مىكند كه حكايت از شركت وى با پدر در جنگهايش با ناكثين و قاسطين و مارقين دارد و اين در حالى است كه پدر همواره بر او و برادرش امام حسين نسبت به درگير شدن در جنگها بيم داشته و از يارانش كمك به آنها را مىطلبيده است . در اين رابطه در نهج البلاغة آمده كه هنگامى كه پسرش حسن را مىديد كه رهسپار جنگيدن مىشده است به اطرافيانش مىفرموده : اين جوان را بگيريد و از رفتن به ميدان رزم بازداريد من از مرگ اين دو تا - يعنى حسن و حسين - دريغ مىورزم تا مبادا نسل رسول خدا ، بريده شود . اين سخنان اشاره بدان دارند كه او ( امام حسن ) به جنگ مىپرداخت و به ميدان رزم مىشتافت و به خواست پدر نيز ، در اين رابطه ، توجه نمىكرد لذا براى كنترل او ، از يارانش كمك مىطلبيد . شارح نهج البلاغة پس از آن كه اين سخنان را در ميان كلمات قصار آن حضرت آورده سؤال زير را پيش خود مطرح مىسازد : آيا مىشود از حسن و حسين و فرزندان آنها به عنوان پسران رسول خدا و فرزندان وى و يا نسل رسول خدا ياد كرد حال آنكه آنها فرزندان دخترش فاطمه زهرا و على بن ابى طالبند ؟ و خود پاسخ مىدهد : كه خداوند خود آنان را در آيهء : « فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ » ( بگو بياييد تا فرزندان خود و فرزندان شما را فرا خوانيم . . . ) فرزندان رسول خدا ناميده است او جز آنان كسى را نداشته و آنها و فاطمه و على ( ع ) را آورد و در ادامه مىگويد : نزد عموم فقها ، چنين است كه اگر مردى براى فرزند كسى ، چيزى وصيت كند فرزندان دختران نيز در ميان آنها ( وارث ) در مىآيند . خداوند در آيهء « وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ . . . . . . وَ يَحْيى وَ عِيسى » عيسى را از خاندان ابراهيم برشمرد ، حال آنكه مىدانيم كه عيسى تنها از سوى مادر خود با وى متصل است « 1 » . در جلد اول نهج البلاغة « 2 » آمده است كه امام حسن ( ع ) مردم را به جهاد فراخواند و فرمود : خداى را كه پروردگارى جز او نيست و شريكى ندارد ، سپاس ؛ خدا آن قدر از

--> ( 1 ) نگاه كنيد به صفحه 9 از جلد سوم . ( 2 ) جلد 1 صفحه 283 .