هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
514
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
امساك كند و اگر در مورد خالق مىپرسى او هم در موقعى كه مىبخشد و هم در موقعى كه دريغ مىكند ، جواد و بخشنده است زيرا وقتى به بندهاى چيزى مىدهد در واقع چيزى را داده كه حق او نيست و اگر دريغ دارد چيزى دريغ داشته كه از آن او ، نبوده است . و نيكى آن است كه هيچ تعللى در پيش و هيچ منتى در پيش نداشته باشد و بخشيدن بيش از درخواست ، از جوانمردى است . مردى به ايشان گفت اى فرزند رسول خدا من از شيعيان شما هستم به او فرمود : اى بندهء خدا اگر مطابق امر و نهى ما عمل كردى و مطيع فرمانهاى ما بودى راست گفتهاى ؛ ولى اگر چنين نباشى با ادعاى مرتبه والايى كه سزاوارش نيستى بر گناه خود افزودهاى نگو كه من از شيعهء شما هستم بلكه بگو من از هواداران و دوستداران شما و دشمن دشمنان شما هستم و به سلامت باش . راويان ، مجموعه كلمات قصارى در حكمت و اخلاق و آداب و ديگر موضوعها روايت كردهاند كه آنچنان از رسايى سخن ، عمق انديشه و خبرگى وسيع به اصول اخلاق و سياست و مشكلات زندگى برخوردار است كه گويندهاش را در اوج نوابغ دوران در هر زمان و مكانى قرار مىدهند نمونههايى كه از آثار و نظريات ايشان ارائه داديم اين حقيقت را در موارد مختلف تأكيد مىكنند از كسى كه در خانهء على ( ع ) خانهء نزول قرآن خانهء محمد سرور فرستادگان و على امام سخنوران و موحدان و خانه فاطمه زهرا بانوى زنان جهان رشد و بزرگ شده و پرورش يافته بعيد هم نيست گواينكه خود حضرت نيز به سخن آشكار پيامبر ، امامتش محرز بود و لازمهء اين مقام آن است كه از همه مردم بيشتر از صفات برجسته برخوردار باشد و همان اطلاعاتى را كه همهء مردم از احوال خود دارند داشته باشد و به علاوه از چيزهايى كه مردم نمىدانند ، آگاهى داشته باشد . در ميان آثارى كه بجاى گذاشته و روايات و احاديثى كه از وى نقل شد ، به همين اشارهها ، بسنده مىكنيم تا به فشردهاى از زندگيش با جد و پدرش و نيز مواضع سياسى ايشان و خلافت كوتاهى كه داشتند و جريانهايى كه در پى بىآن آمد و تا كنون نيز مورد بحث و مناقشه است و بالاخره تضاد و گوناگونى نظر نويسندگان و مورخين طى قرنهاى گذشته و تا كنون ، بپردازيم . امام حسن مجتبى ( ع ) طى هفت سال يا اندكى كمتر با جدش پيامبر خدا ( ص ) بود اين سالها سالهاى كودكى او و سالهاى پاك و بىآلايشى او بود كه جدش هر چه را مىخواست در لوح ضميرش نقش مىزد و آنچه را كه هر از گاهى از آسمان به دو مىرسيد