هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

512

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

احتياطكارى و از اين گونه صفات پرسيد و پاسخ شنيد كه : كردار درست پاسخ گفتن زشتى با نيكى است و شرف ، فراهم آوردن اطرافيان و تحمل بار لغزش خويش است و مروت ، پاكدامنى و اصلاح خويشتن است و زشتى و پستى چشم داشت به اندك و خوددارى از ناچيز است و انعطاف بخشش در تنگدستى و دارندگى است و تنگ نظرى آن است كه آنچه را دارى افتخار بدانى و انفاق آن را ، بيهوده‌انگارى و برادرى عبارت از وفادارى در سختى و آسودگى است و زبونى جرأت يافتن بر دوست و شانه خالى كردن در برابر دشمن است و بردبارى ، فروخوردن خشم و كنترل خويشتن است و دارندگى ، - رضامندى از آنچه كه خدا داده اگر چه اندك باشد چه دارندگى ، بىنيازى خويش و فقر ، آز و حرص خويشتن در هر موردى است و مشقت و تكلف سخن گفتن در جايى است كه به تو مربوط نگردد و مروت ، آن است كه كسى امر دينش را اصلاح كند و تصرف در مالش را بهبود بخشد و درود را روشن ادا كند و به مردم عشق بورزد و بخشندگى ، بخشش بيش از خواست و داوطلب شدن به كار نيك و اطعام دادن در جاى خود است . روزى حضرت در برابر گروهى از يارانش دربارهء ريشه جنايتها و اصل پلشتيها سخن گفت و فرمود : هلاك مردم در سه چيز است تكبر ، آز و رشك ، تكبر هلاك دين است و ابليس در پى همين كار ، مورد لعنت قرار گرفت و آز ، دشمن جان است و آدم از بهشت بر اثر همين خصلت رانده شد و رشك راهبر زشتيها و تبهكاريهاست و به همين علت ، هابيل ، قابيل را كشت . او همواره به فراگرفتن دانش فرامىخواند و مردم را بدان سوق مىداد و مىفرمود : دانش بياموزيد كه شما ، كودكان امروز و بزرگان فرداييد هر كس نمىتواند حفظ كند بنويسد و به يكى از هم‌صحبتان خود فرمود : به مردم بياموز و دانش ديگران را فراگير در اين صورت دانش خود را استحكام بخشيده‌اى و آنچه را كه نمىدانستى فراگرفته‌اى و پرسيدن خود نيمى از دانش است . و از جمله احاديث نقل شده از ايشان آن است كه فرموده‌اند : كسى كه عقل ندارد ادب ندارد و كسى كه همت ندارد ، دوستى نمىشناسد و كسى كه دين ندارد حيا و شرم ندارد . اوج عقل ، معاشرت نيكو با مردم است و شما از طريق عقل سعادت دو دنيا را درك مىكنيد و هر كس از عقل محروم شد از هر دو ( دنيا و آخرت ) محروم مىماند . او به يارانش مىفرمود : آيا ستمديده‌اى را ديده كه به ستمگر بيشتر شبيه باشد