هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

501

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

را اجر رسالت خود دانسته است : « قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى » و يكى از دو گرانمايه چيزى است كه هر كس بدانها چنگ زند نجات مىيابد و هر كس از آنها روى برگرداند - چنان كه اكثر راويان بر آن اتفاق نظر دارند - گمراهى و تباهى براى خود به ارمغان مىآورد . و از اهل بيتى است كه خداوند آنان را به سفينه نوح تشبيه كرده و پيامبر دربارهء او و برادرش حسين فرمود : پروردگارا من آنان را دوست دارم ايشان را دوست بدار و هر آنكه دوستشان مىدارد نيز دوست بدار و دربارهء آنها فرمود : هر فرزند دخترى وابسته و متعلق به پدرشان هستند مگر فرزندان فاطمه كه من پدرشان هستم و به من تعلق دارند و ديگر گفته‌هايى كه حضرت دربارهء او و برادرش امام حسين ( ع ) فرموده است . توصيف‌كنندگانش مىگويند او در صورت و سيرت و قدرت و صلابتش بيش از هر كس به پيامبر خدا ، شبيه بود . الغزالى در احياء العلوم مىگويد : پيامبر ( ص ) به او فرمود : تو در صورت و سيرت ، شباهت به من دارى و بنا به آنچه از مالك بن انس نقل شده هيچ كس از او به پيامبر خدا شبيه‌تر نبود . محمد بن مسلم النجارى در صحيح خود به نقل از ابى بكرة روايت كرده كه او گفته است : پيامبر خدا ( ص ) را روى منبر ديدم كه حسن بن على همراهش بود و حضرت رو به مردم مىكردند و نگاهى به او مىكردند و مىفرمودند : اين فرزندم سيد است . ابو محمد حسن بن على ( ع ) در دامان نياى گراميش رسول خدا ، پرورش يافت و از رسالت و آموزه‌هاى اسلام و اخلاق و انعطاف و بخشندگىاش ، بهره‌ها گرفت و تا مرگ پيامبر همراه او بود و زير نظرش قرار داشت بطورى كه اخلاق و آداب و آموزه‌هايى ، در وى ، ملكه گرديد . زينب دختر ابى رافع روايت كرده كه فاطمهء زهرا ( س ) حسن و حسين خود را نزد پدرش كه در بستر آخرين بيمارى خود بود آورد و به او گفت : اينان فرزندان منند چيزى به آنان به ارث گذار ، حضرت فرمود : در مورد حسن ، توان و نيرو و هيبتم از آن اوست و حسين بيباكى و جوانمردى و بخشندگىام براى اوست . الطبرسى در اعلام الورى به نقل از محمد بن اسحاق روايت كرده كه گفته است : پس از رسول خدا هيچ كس ، شرف و بزرگى حسن بن على را نيافت براى او درب منزلش را فرش مىكردند وقتى از منزل بيرون مىشد و روى فرش مىنشست راه بسته مىشد