هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
499
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
اما حسن كه توانايى ، نيرو و هيبتم از آن اوست و حسين ، كه بىباكى و جوانمردىام براى اوست « پيامبر اكرم ( ص ) » پيامبر خدا ، نوادهاش حسن سرور جوانان بهشت را در نيمه ماه مباركى كه قرآن به عنوان چراغ رهنماى بشر نازل گرديد در سال سوم هجرت ، به آغوش گرفت . وقتى خبر تولدش را شنيد سرشار شادى شد و نفسى به راحتى كشيد و همان دم به خانه صديقهء كبرى فاطمهء زهرا شد و به صداى بلند از اسماء پرسيد كه فرزندم كجاست ؟ اسماء به شتاب به سراغ نوزاد خجسته كه در پوششى زرد رنگ پوشانده شده بود رفت پيامبر به بغلش گرفت و فرمود : مگر به شما نگفته بودم كه نوزاد را در پوشش زرد رنگ نپوشانيد آنگاه در گوش راستش اذان و در چپ اقامه خواند اين نخستين صدايى بود كه به گوش نوادهء بزرگوار رسيد و در اعماق قلب و جانش ، دوانده شد صداى نياى بزرگوارش كه مىخواند : اللّه اكبر لا إله الا اللّه و اللّه اكبر ، اين كلمات كوتاه با محتويات عميق و پربارشان ، سرود و شعار امام حسن مجتبى در همه مراحل زندگيش گرديد و با همهء تلاش و كوشش ، سعى كرد تا آن را در اعماق دلها جاى دهد تا طى نسلهاى پياپى سرمد زندگى همهء مردم باشد . پيامبر ، پس از تكبير گفتن در گوشهاى نوزاد ، رو به امام كرد از وى پرسيد آيا نامى بر فرزند مباركت ، نهادهاى ؟ امام بلافاصله پاسخ داد : اى رسول خدا من هرگز در اين كار بر تو پيشى نمىگيرم . پيامبر ( ص ) لحظههايى سكوت اختيار كرد تو گويى به انتظار فرمان الهى از آسمان در اين مورد است و در همان حال كه به انديشه فرو رفته