هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
495
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
الهى و به اخلاق پسنديدهاى كه اسلام به ارمغان آورده و نيز به احساس به تهيدستان و و بىخانمانان ، فرامىخواند و سفارش مىكند . در وصيت حضرت آمده است : خداى را خداى را در مستمندان و بىخانمانان ؛ آنان را در روزى خود شريك گردانيد . خداى را خداى را در مورد كنيزكان خود كه رسول خدا در آخرين وصيت خود در اين باره فرمود : شما را به ضعيفان از كنيزكان ملكى خود سفارش مىكنم . و در ادامه فرمود : به مردم همچنانكه خداى فرمانتان داده سخن نيكو بگوييد و امر به معروف و نهى از منكر را رها مكنيد كه ديگرى اين كار را بر عهده خواهد گرفت و دعايتان مستجاب نخواهد گرديد و بر شماست كه فروتنى و ايثار داشته باشيد و مباد كه به تفرقه و پراكندگى بگراييد و در خوبى ، و تقوا ، يارى كنيد و بر گناه و زشتى ، هميارى نكنيد و از اين دست سفارشهايى كه طى زندگى خود مردم را به آنها فرامىخواند . امام ، همچنان از درد اين ضربه ، در رنج بود تا بالاخره در شب بيست و يكم رمضان به عنوان شهيد حق و عظمت و عدالت ، جان به جان آفرين تسليم كرد و والاترين الگوهاى قهرمانى و فداكارى و ناچيز شمردن دنيا و آنچه در آن است و شيفتگان آن را در حالى پشت سر گذارد كه در خطاب به دنيا و نعمتهاى آن كه در اختيارش بود مىفرمود : اى دنيا ، ديگرى را بفريب كه من ترا سه طلاقه كردهام و هيچ وصيتى در تو ندارم . او از اين دنيا ، همچنانكه از خانهء خدا واردش شده بود ، از خانهء خدا ، بيرون شد و حسن و حسين و زينب و خاندان پاكش را در ميان دشمنش معاويه بن سفيان و حكامى كه در پى او آمدند ، رها كرد تا درد و رنج آنان را به ستوه آورد و زمان طى يك رشته رنجهايى كه بشريت طى تاريخ بلند خود هولناكتر از آنها را سراغ ندارد ، قساوتش را نشانشان دهد حال آنكه بر دشمنانش - كه خداى و همه نفرين كنندگان ، از تولد تا مرگشان و تا به روز قيامت ، نفرينشان كنند - شيرينى و حلاوتش را نشان داد .