هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
489
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
توطئهء شوم در ماه رمضان سال چهلم هجرت ، و در همان حال كه امير المؤمنين دست به كار تلاش پيگير و خستگىناپذيرى براى سوق دادن يارانش در يارى رساندن به حق و مستضعفان و ستيز با جنايتپيشگانى چون معاوية بن ابى سفيان به عمل مىآورد و آنان را بدين منظور از هر نظر آماده مىكرد و دستهجاتى از ارتش را به اينجا و آنجا گسيل مىكرد تا پاسخگوى تجارت معاويه بر اطراف عراق و حجاز و يمن باشند و در همان حال تلاش مىكرد تا كارگزارانش را به راه درست و حقيقت رهنمون باشد و آنان را وادارد تا در كارهاى خود راه امانتدارى پيش گيرند و به سادهترين حقوق و وظايف نيز توجه داشته باشند در اين حال و احوال بود كه با شمشير ابن ملجم مرادى و طى توطئه ننگينى كه بيشتر مورخين معتقدند در مكه طرح و دقيقا در موسم حج طرحريزى شده بود ، از پاى درآمد و در خون خود غلتيد . در اين توطئه سه تن از خوارج شركت داشتند ؛ عبد الرحمن بن ملجم المرادى ، الحجاج بن عبد اللّه الصريمى معروف به البرك و عمرو بن - بكر التميمى كه گفته مىشود اين سومى از جمله بردگان بنى العنبر بن عمرو بن تميم به نام « زادوية » بود كه بطور اتفاقى ، به همديگر رسيده بودند يا اينكه در مراسم حج ، نقشه گردهمايى خود و مذاكره درباره امور مسلمانان و اختلاف ميان آنها و جنددستگى و فساد حاصل از آن ، طرحريزى كرده بودند و به اتفاق به اين نتيجه رسيدند كه امت تا آنگاه كه على بن ابى طالب و معاوية بن ابى سفيان و عمرو بن العاص در قيد حياتند ، از هرج و مرج و فساد و اختلاف و جنددستگى ، رهايى نخواهند يافت و در مورد قتل آنها همپيمان گرديدند . ابن ملجم ، على بن ابى طالب را انتخاب كرد ، الحجاج بن عبد اللّه كشتن