هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
483
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
داشت همينكه سخنرانيش پايان يافت و به انتظار پاسخشان نشست ، الاشعث بر او در آمد كه : اى امير المؤمنين چرا همان گونه كه عثمان عمل كرد ، عمل نكردى ؟ امام به او فرمود : عثمان چه كار كرد ؟ گفت : از به كار بردن زور عليه شورشيان بر خويش ، خوددارى كرد و نخواست با شمشير آنان را از سر راه خود بردارد تا اينكه بالاخره كشته شد . امام در پاسخش اظهار داشت : واى بر تو كه كار مرا با كار عثمان مقايسه مىكنى اگر چنين باشد كه من بايد از شر گفتههايت به خدا پناه برم به خدا سوگند آنچه كه عثمان كرد بر آن كس كه دينى ندارد و حجتى در كارش نيست نيز ، زشت و ناپسند است حال آنكه ميان من و خدايم پردهاى نيست و حق با من است و در ادامه افزود : به خدا سوگند كسى كه به دشمنش فرصت دهد تا استخوانش بگيرد و خونش بريزد بسى ناتوان و سست دل است . آنگاه فرمود : تو اى فرزند اشعث چنين كه مىگويى باش ولى من به خدا سوگند همانم كه سرها را در معرض شمشيرها قرار دهم و مچها و دستها را براندازم و پس از آن خداوند آنچه بخواهد انجام دهد . سخنان اشعث به ميان مردم ، شايع شد و بر ترس و زبونيشان افزوده گشت و معاويه فرصت يافت تا با سران و سركردههايشان بيش از پيش ، تماس پيدا كند و طى نامههاى خود ، وعده و وعيدشان دهد و در آن ميان هديهها و صلههايى تقديمشان دارد و خواستهايشان را بر آورده سازد و به آينده نويدشان دهد تا اينكه بالاخره وجدانشان را خريد و آنان را بر امام و پيشوايشان ، برانگيخت و چنانشان ساخت كه در زبان ، اطاعتش كنند و در دل به نافرمانى و پشت كردن به او ، بپردازند . خلاصه آنكه ، توطئهگران از اهل عراق توانستند همهء آرزوها و خواستهاى معاويه را برايش بر آورده سازند و حركت امام ( ع ) را مختل كنند و آنچنان دشواريها و تنگناهايى براى ايشان فراهم آوردند تا نتواند دوباره به مصاف اهل شام رود همينگونه هم شد چه هنوز نبرد نهروان پايان نيافته در بيشتر نواحى عراق ، دچار شكست و ناكامى گرديدند و نبرد نهروان در ميان قبايل و خانوادههايشان گسستگيهايى بجاى گذاشت كه نمىشد بسادگى از آنها گذشت بويژه كه توطئهگرانى كه در رابطه با معاويه بودند آنان را با پول و وسيله يارى مىكردند و هر از گاهى كسى با صد يا دويست تن قد علم مىكرد ؛ امير المؤمنين ( ع ) نيز ناچار مىشد كسى از يارانش را به همراهى شمارى از لشكريانش گسيلش دارد تا با متمردين ، بجنگد و وقتى آنان را كشت يا فرارى داد