هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
461
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
نبرد صفين و حوادث مربوط به آن معاويه به اتفاق همراهانش در ساحل فرات در دشت صفين وارد شد و بر آب مسلط گرديد ، امير المؤمنين نيز در دشت وسيعى نه چندان دور از آن ، مستقر گرديد . معاويه آب را به روى مردم عراق بست و نوشيدن حتى يك قطره از آن را از ايشان دريغ كرد تشنگى آنها و چهارپايانشان را از پاى در آورد ، امير المؤمنين فرستاده نزد آنان فرستاد كه ما به اينجا نيامدهايم كه آب و علف را در چنگ خود گيريم و اگر اين كار را هم كرديم و پيش از شما به آن مىرسيديم ، آن را از شما دريغ نمىكرديم . برخى راويان مدعيند كه ابن العاص سعى كرد معاويه را متقاعد سازد تا تحريم آب را از ايشان بردارد ولى معاويه زير بار نرفت و گفت : به خدا كه اين نخستين پيروزى ( ما ) است خداوند سيرابم نسازد اگر بگذارم آنها بنوشند تا بدين وسيله بر من چيره گردند . و يارانش از هر سوى فرياد بر آوردند كه : به خدا كه هرگز طعم آب را نخواهيد چشيد تا اينكه از تشنگى به هلاكت رسيد . و على ( ع ) چنان كه از بيشتر رواياتى كه به توصيف آن حوادث پرداختهاند بر مىآيد مايل نبود كه بدين سرعت ، آتش جنگ شعلهور شود و مىخواست به تلاشهاى پيشين خود ادامه دهد تا شايد وحدت كلمه حاصل شود و اتمام حجت ، كامل گردد ولى برخورد معاويه و يارانش در مسأله آب او را واداشت تا براى نجات دهها هزار نفرى كه همراهش بودند از مرگ بر اثر تشنگى ، به زور متوسل شود لذا مالك اشتر را در رأس دستهاى از لشكريانش گسيل داشت و آنها قهرمانى بىنظيرى از خود نشان دادند و موفق گرديد طى ساعتهاى اندكى ، آب را از اهل شام بازستانند . در اينجا ، بنا به روايت ابن قتيبة عمرو بن العاص به سرزنش معاويه پرداخت