هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

46

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

گذشت و ملاقاتى كه با « بحيرا » داشت و ديگر جريانهايى كه پيش از آن نديده بود و تازگى داشت ، خبرش دهد . با نزديك شدن كاروان به مكه و بر اثر سروصداى كاروانيان ، مردم به استقبالشان شتافتند ؛ جوش و خروش استقبال كنندگان با سر و صداى اشترها ، درهم آميخت و صديقهء كبرى خديجه در منزل خود با اشتياقى آميخته با احساسى ناشناختهء درونى به راه كاروان چشم دوخته بود و غلامش ، يك دم از بازگويى موفقيت اين سفر و ماجراهاى - شگفت‌انگيزى كه بر محمد گذشت به او ، بازنمىايستاد ؛ خديجه ، همچنانكه غرق انديشه‌ها و تأملات خود بود محمد ( ص ) با چهره‌اى زيبا و برازنده و سيمايى متين و بزرگوار به خانه‌اش نزديك شد ؛ خوشامدش گفت و با جملاتى سرشار مهر و عطوفت ، بازگشتش را تبريك و تهنيت گفت و او نيز از چنين برخوردى ، سپاسگزارى كرد و آنگاه به بازگو كردن اخبار اين سفر و سود تجارتش و نيز بر شمردن كالاهايى كه از شام با خود آورده و در حجاز بازار گرمى دارد ، پرداخت ؛ خديجه ، شگفت زده از سخنانش و مبهوت شخصيت جذاب و گرانمايه صفاتى كه تا پيش از آن در جوانان و پيران ثروتمند مكه سراغ نكرده بود به وى گوش فرا مىداد تا اينكه سخن به پايان برد و از خانه بيرون شد ؛ خديجه همچنان ايستاد و با نگاه دنبالش مىكرد تا بالاخره به سمت منزل عمويش ابو طالب پيچيد و از ديده پنهان شد ؛ ابو طالب ، مشتاقانه و خشنود به استقبالش شتافت و از اينكه سالم و تن درست بىآنكه گزندى از دشمنان يا خستگى سفر و دورى راه به دو رسد ، بازگشته - است تبريك و تهنيتش گفت . مورخين مدعيند كه پس از اين سفر موفقيت‌آميز بود كه خديجه در پى برخورد با صفات برجسته و صداقت و بزرگوارى محمد ( ص ) و نيز شگفتيهايى كه ميسره در طول سفر از ايشان ديده بود ، شب را به انديشهء او و آيندهء درخشانى كه در پيش دارد ، گذراند و برازندگى و برخورد و خصلتها و اخلاق زيبا و پسنديده‌اش را به چشم آورد و آرزو كرد كه باقىماندهء عمر را - پس از آنكه از مردان دست شسته بود - شريك زندگيش گرداند و آنگاه به موانع اين راه انديشيد ، آيا او ( محمد بن عبد اللّه ) جوانى چشمگير و بزرگوارى جادويىاش و شهرتى كه جانها و گوشها را درنورديده به بيوه‌اى كه از چهل سالگى گذشته ، پاسخ مثبت مىدهد ؟ در حالى كه او در بحبوحهء جوانيش از دوشيزگان مكه و نوشكفتگان بنى هاشم ، چشم پوشيده ( و در انديشهء ازدواج با آنان ، بر نيامده است ) و خديجه به منزلهء مادر يا خالهء او بشمار مىآيد چه اگر « آمنه بنت وهب »