هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

452

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

هم بدون اجازهء من وارد خانه شدى و هم بىاجازه من بر كالاى متعلق به من نشستى ؛ به او پاسخ داد : اى عايشه سنت را ما به تو ياد داديم به خدا سوگند كه اين خانه‌ات نيست كه خدا فرمان داده در آن بمانى ، امير المؤمنين فرمانت مىدهد كه به شهر خود كه از آن خارج شدى كوچ كنى . عايشه نتوانست كينهء خود را نسبت به امير المؤمنين ( ع ) حتى هنگامى كه در دستان او اسير است پنهان دارد و على رغم اينهمه ارج و احترامى كه به او گذاشت گفت : خدا رحمت كند امير المؤمنين عمر بن الخطاب را . ابن عباس گفت : آرى و على بن ابى طالب امير المؤمنين را نيز . عايشه گفت : نمىپذيرم . نمىپذيرم . ابن عباس گفت : اين نپذيرفتن به سكسكهء شتر گريانى مىماند كه پس از مدتى تشنه مىشود تو اينك هيچ اراده‌اى از خود ندارى و به كوچكترين كارى قادر نيستى . ابن عباس مىگويد : در اينجا بود كه به صداى بلند به گريه و زارى افتاد و آنگاه گفت : بسيار خوب بازمىگردم بدترين شهرها نزد من شهرى است كه شما در آن هستيد . ابن عباس به او گفت : به خدا سوگند اين پاداش ما از سوى تو نيست ما ترا مادر مؤمنين كرديم و پدرت را صديق آنان به شمار آورديم [ ابو بكر الصديق ] . در پاسخش گفت : اى ابن عباس آيا به پيامبر خدا ( ص ) بر من منت مىنهى ؟ به او گفت : آرى به كسى بر تو منت مىگذاريم كه اگر همان منزلتى را كه براى ما داشت براى تو نيز مىداشت تو هم ما را به او منت مىنهادى . وقتى ابن عباس نزد امير المؤمنين بازگشت و برخورد عايشه و پاسخ او را برايش بازگفت او را بوسيد و فرمود : به خدا كه تو ( عايشه ) حقا كه از خاندان خودت هستى آنگاه آماده‌اش ساخت و زنان و مردانى را براى حراست از او و خدمت به او همراهش فرستاد تا اينكه وارد مدينه شد . ولى روايت شايع ميان مورخين مبنى بر اينكه او چهل زن از بنى عبد القيس را همراهش فرستاد و به آنان دستور داد لباس مردانه بر تن كنند و كمر به خدمتش بندند و تا پيش از رسيدن به مدينه ، وى را از حال خود آگاه نسازند و راويان مىافزايند كه عايشه بر سر هر منزلى كه در راه مىرسيد نسبت به على ( ع ) سخنان زشت بر زبان مىآورد و مىگفت : على هتك حرمتم كرده و ناموسم را بر باد داده و از اين قبيل سخنان . و تا رسيدن به مدينه از وضع زنان همراهش خبر نداشت . على رغم اينكه ممكن است متفق عليه مورخين باشد پايه‌اى ندارد و معقول نيست كه حضرت اين تعداد زنان را