هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

43

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

خديجه دخت خويلد نخستين صحابى زن بهتر آن ديدم كه پيش از پرداختن به سيرهء امامان دوازده‌گانه ، سخنى هر چند فشرده دربارهء دو بانوى بزرگوار داشته باشم : يكى خديجه مادر زهرا ( س ) و جدهء امامان كه ثروت و موقعيت خود را نثار اسلام كرد و در راه آن هر گونه اذيت و آزار و دشوارى را بجان خريد و با قلبى باز و گشوده بر تمامى تعاليمش و ايمانى استوار به اينكه خداوند هرگز پيامبرش را ناكام نمىسازد به استقبال آيين تازه در آمد و آنگاه كه پيامبر ، هراسيده و با نگاه‌هاى بهت‌آلود در نخستين لحظات فرود آمدن وحى ، به نزدش آمد سعى كرد تا آرامش و اطمينان را به وى بازگرداند و عاشقانه و با صفاى همسرى مهربان ، در برش گرفت و به سينه‌اش نزديك ساخت و در اين حال ، با وى مهر و محبت مادرى را يافت كه از تمام دشمنان دنيا ، در امانش مىدارد . در همين مورد است كه بانو « بنت الشاطى » مىگويد : آيا همسرى جز او ، چنان استقبالى نسبت به دعوت تاريخى او از غار « حرّا » به عمل مىآورد و آنگونه با مهر و محبت تمام و شفقتى سرشار و با ايمانى استوار و بىآنكه كمترين ترديدى در صداقتش به خود راه دهد يا به اطمينانش در اينكه خداوند هرگز او را خوار نخواهد گرداند خللى وارد آيد ، در آغوشش مىگيرد ؟ در توان كدام بانوى ثروتمند و در ناز و نعمتى جز خديجه بود كه با كمال خشنودى از آسايش و نعمت و راحتى كه برخوردار بوده دست شويد تا در سخت‌ترين شرايط رنج‌آميز در كنار همسرش باشد و در راه آنچه كه بدان ايمان دارد ، با هر شكنجه و آزار و اذيتى كه بر او روا مىرود ، شريكش باشد . تنها او بود كه دست تقدير آماده‌اش ساخته بود تا با تمام وجود وارد زندگى پيامبر ( ص ) شود و آرامش