هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
426
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
ضامن آوردن نيز خوددارى كرد او را رها ساخت و به مردم گفت كارى به او نداشته باشيد من ضامنش مىشوم . آنگاه رو به او كرده و فرمود : برو كه من جز زشتى از تو نديدهام . وقتى بيعت تمام شد امير المؤمنين از همان نخستين روز همهء توش و توان خود را به كار برد تا آنچه كه دارو دستهء عثمان در همهء مسائل حكومتى به فساد كشانده بودند اصلاح كند ؛ همان دار و دستهاى كه همه چيز را به فساد و اضمحلال كشانده بودند و چنين مىديد كه وظيفهاش ايجاب مىكند كه از حل مهمترين مشكلات كه مردم از آنها رنج مىبرند آغاز كند كه در رأس همه ، كارگزارانى است كه باعث آن همه جار و جنجال عليه خليفه متوفى شده بود و به قيمت جانش تمام شد و آنگاه به حل و فصل مشكلات ديگر مبتلا به مردم بپردازد و اينها همه مانع از آن نشد كه خيلى صريح سياستى را كه در پى خواهد گرفت با مردم در ميان نگذارد و تنها چند روزى از خلافتش نگذشته بود كه بر منبر رفت تا در برابر تودههاى مردمى كه گرد آمده بودند الغاء برخى تشكيلاتى را كه اسلاف او طى بيش از بيست سال فراهم آمده بودند ، اعلام كرد و مطمئن بود كه وقتى عمر بن الخطاب غنايم را بر حسب موقعيت مردم و پيش قدمى آنها در اسلام تقسيم مىكرد بيش از آنكه به اسلام و اصول آن پاىبندى نشان داده باشد منافع و خواستهاى خود را مطمح نظر قرار داده بود . و عثمان بن عفان نيز وقتى به خانواده و خويش ميدان غارت و چپاول و افساد فى الارض داد در واقع به نژادپرستى جاهلمنشانه و روح كينتوز اموى عليه اسلامى كه مطابق با آن به هيچ كس به حساب ديگرى چيزى نمىدهند ، مجال حيات داده بود . او در برابر انبوه مردمى كه انتظارى جز آنچه عادت به شنيدنش كرده بود داشت ايستاده فرمود : « اى مردم بدانيد كه من مردى از شما هستم همانچه كه شما داريد دارم و هر آنچه بر شماست بر منست و من شما را به راه پيامبرتان سوق مىدهم و به آنچه فرمان يافتهام رهنمونتان مىشوم » و به بيان سياستهاى عمدهء خود در برابر آن جمع پرداخت و از جمله فرمود : « هان بدانيد هر پاره زمينى كه عثمان به اين و آن بخشيده و هر اندازه پولى كه از مال خدا به كسى داده باشد دوباره به بيت المال بازخواهد گشت . هيچ چيز حقوق از دست رفته را باطل نمىگرداند به خدا سوگند اين پولها را اگر به كار زناشويى يا خريد كنيز زده باشند از چنگشان در خواهم آورد داد را گسترشى است بيكران و نيرويى است