هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
418
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
ترتيب از فرصت بهرهبردارى كند زيرا اميدوار بود از شام نيروى كمكى به دو رسد ؛ او قبلا از معاويه درخواست ارسال كمك فوق العاده فورى كرده بود . معاويه نيز موضوع را جدى نگرفت و تعلل ورزيد تا شايد كار به كشته شدن او بيانجامد و او به عنوان انتقام خون وى ، جانشينش شود و بالاخره با لشكريانى متشكل از دوازده هزار جنگجو از شام خارج شد و پيش از رسيدن به مدينه ، لشكر را به فاصله دورى از آن مستقر ساخت و آنان را به انتظار صدور دستورهاى خويش گذاشت و خود به مدينه آمد و هنگامى كه به حضور عثمان رسيد عثمان دربارهء نيروى كمكى از وى پرسيد . پاسخش داد كه آنها را پشت سر جا گذاشتهام و خود آمدهام تا نظر ترا جويا شوم و آنگاه بازگردم و ايشان به اينجا آورم . عثمان به او گفت : به خدا كه چنين نيست و تو مىخواهى من كشته شوم و مدعى انتقام من شوى حال بازگرد و آنان را به اينجا بياور ولى او آنچنان كه در روايت يعقوبى آمده تا پيش از قتل عثمان ، بازنگشت . اين حقيقت را گروهى از مورخين و پژوهشگران تأكيد كرده و شرايطى نيز كه چنين حوادثى در آنها اتفاق افتاد نيز تأكيدش مىكنند . هيئتهايى كه با در خواست اصلاح طلبانه به مدينه روى آورده بودند تا پيش از تنگ كردن محاصره ، ماهها مىرفتند و مىآمدند و مذاكره مىكردند و عثمان طى اين مدت ، در تماس دائمى با كارگزاران و خويشان خود بود و تصميم گرفته بودند كه با خشونت پاسخشان را بدهند و همهء اميدشان به معاويه و لشكريان شام بود . اخبار اين حوادث با سرعت تمام به او مىرسيد و همچنانكه گفتيم پس از آنكه عثمان مؤكدا تمايل خويش را به اصلاح طلبى اظهار داشت توافقى ميان طرفين حاصل آمد ولى او پس از موافقت شورشيان و آماده شدنشان براى بازگشت به ديار خود ، از به مرحله اجرا در آوردن توافق خود با آنها ، سربازمىزد و چنين به نظر مىرسد كه او تنها براى كسب فرصتى كه طى آن لشكريان شام بتوانند فاصله شام تا مدينه را طى كنند ( و وعدهء اين كار را معاويه به او داده بود ) تن به اين توافقها مىداد . ولى معاويه تا آخرين لحظه او را اميدوار نگاه داشته بود در حالى كه اگر واقعا در اين كار صادق بود و تصميم به نجات وى از اين مهلكه داشت مىتوانست اين كار را طى تنها چند روز ، انجام دهد . و آنگونه كه مىشود فهميد اين انديشهء معاويه نيز بر عثمان پوشيده نبود و همچنانكه گفتيم به صراحت موضوع را با وى در ميان گذاشت ولى با اين حال و على رغم اينكه تسامح و تعلل او را ديده بود دستورش داد كه به لشكريانش بازگردد و به شتاب آنان را نزد او آورد .