هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

405

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

برخورد ابو ذر با عثمان و درباريانش وقتى سخن از برخورد ابو ذر با حكام زمان خود و برخورد آنها با او باشد گمان نمىكنم كسى بتواند تصويرى زيباتر ، فشرده‌تر و رساتر از آنچه كه امير المؤمنين على ( ع ) آنگاه كه در وداع او بدين كلمات كوتاه به زبان آورد ، عرضه كند : اى ابو ذر تو براى خشنودى خدا خشمگين شدى پس به لطف او اميدوار باش اين گروه بر آنچه در اين دنيا بدست آورده‌اند از تو كه بيش از اين رسواشان نكنى هراسيدند و تو هم از اينكه مبادا فريبشان را بخورى و دين و ايمانت را از دست بدهى دورى از دوستان و خويشاوندان و تاب بدى آب و هواى اين سامان را كه به سويش رهسپار شدى به خود خريدى چقدر ايشان به چيزهايى كه تو از آنها منعشان كردى نيازمندند و چه بسيار تو به خوشيهاى زندگى كه از آنها بىبهره‌ات ساختند بىنيازى ! در اين غربتكده چيزى جز حق تو را مأنوس نمىسازد و غير از باطل به وحشت نمىاندازد چنانچه دنياى آنها را مىپذيرفتى بىگمان دوستت مىداشتند و در صورتى كه به اندكى از آن دل مىبستى ديگر آزارت نمىدادند و آسوده و آرامت مىگذاشتند . ابو ذر در آغاز دعوت و در نخستين روزهاى آيين اسلام ، وارد آن شد و قدم به قدم با همهء مراحل و جريانهاى آن همراه بود و به سهم خود از بار آن بدوش كشيد . او از پيشگامان ياران اين آيين بود و از مقربان پيامبر بشمار مىرفت چون خلوص و صداقت و فداكاريهاى بسيارى در راه خدا نشان داده بود و پيامبر خدا ( ص ) درباره‌اش فرمود : آسمان و زمين كسى راست‌گفتارتر از ابو ذر به خود نديده‌اند و در غزوه تبوك كه شترش او را عقب گذاشته بود و پس از مأيوس شدن از شتر به پيامبر ( ص ) پيوسته بود وقتى